تبليغاتX
nation کردستان kurd - فولکلور و تخیل
تاریخی .سیاسی. اجتماعی.

فولکلور و تخیل

حضور زن در فرهنگ شفاهی کرد

نوشته: کریستین آلیسون
o ترجمه از انگلیسی: فریده فتاحی قاضی

برای دانش‌پژوه کرد، «فولکلور» نقش مهمی را در فرهنگ سنتی ایفا می‌کند. در تعریف، از فولکلور به عنوان مخزنی از علم و خرد بیان شده است که قسمت عمده‌ای از زندگی کردها را دربر می‌گیرد. و نیرویی است که یک اجتماع سنتی را به هم می‌پیوندد. اگر چه امروزه تعداد افرادی که هنوز به صورت سنتی در روستاها زندگی می‌کنند رو به کاستی می‌رود، با این همه میزان سواد و علم در میان کردزبان‌ها قابل توجه نیست. به همین دلیل فولکلور اهمیت سمبولیک بسیار گسترده‌ای دارد و نه ‌تنها از مشخصه‌های مردم کردستان، بلکه بقایای یگانه ادبیات کردی نیز هست که بسیاری از مردم آن را به خوبی می‌شناسند.

در بستر فرهنگ کردی، اصطلاح «فولکلور» می‌تواند دارای ابعاد وسیعی بوده، اشکال سنتی و عادات خاص جامعه را در زمینه‌های هنری و مسائل دیگر اجتماع پوشش دهد. در این بحث بیشتر از مفاد ادبیات شفاهی و به مفهوم دقیق از «هنر لفظی» گفتگو خواهد شد که شامل مطالبی از سنت‌ها، رسوم و عقاید باستانی و هم‌چنین درباره شعر و نثر می‌باشد. همه این مطالب در گذشته عموماً به طور شفاهی بیان می‌شده ولی امروزه بیشتر این مطالب گردآوری و به چاپ رسیده است.

فولکلور در زبان کردی غالباً به عنوان Hyperotrophy بیان شده است (Nikitine 1950) که اروپائیان آن را شعر رزمی، قصیده، یا ترجیع بند، ضرب‌المثل و داستان‌های فولکلوریک و نوحه و چیزهای دیگری از این دست می‌خوانند. این گستردگی و تفاوتها می‌تواند برخاسته از سرزمینی که به علت نامساعد بودن شرایط زندگی، مردم را به زندگی در گروههای کوچک در نقاط مجزا و دور از هم مجبور کرده است و این زندگی گروهی مجزا، تفاوتها را در فولکلور باعث شده و سبک‌های متفاوتی به وجود آورده است. اگرچه داستانها و ژانرهای مشابه و مشترک زیادی نیز در میان آنها به چشم می‌خورد. در ضمن تفاوت‌های فرهنگی زیادی نیز بین کردها و همسایگانشان- نظیر ترکمن‌ها، مسیحی‌ها و اعراب و ترک‌ها و فارس‌ها- وجود دارد و تا زمانی که این تفاوت‌ها وجود دارد فولکلور به طور پیوسته در حال تغییر و دگرگونی خواهد بود. همچنین تغییر در فولکلور ممکن است توسط راوی یا شنوندگان آن ایجاد شود. در هر حال می‌توان گفت آنچه که خوانده و اجرا می‌شود، متناسب و مرتبط با اصل مطلب است و گویندگان یک داستان فولکلوریک اساساً موضوعی را انتخاب می‌کنند که متناسب با شرایط باشد و مسلماً شنوندگان نیز همان چیزی را برمی‌گزینند که علاقمند به آن هستند و تحت تأثیر آن نیز قرار می‌گیرند.

تغییرات بسیاری در عقاید سنتی و موروثی در چهارچوب فولکلور در هر جامعه به مرور زمان و تحت تأثیر مسائلی که ذکر شد ایجاد می‌شود. اما نمی‌توان گفت که به کلی عوض می‌شود ولی اگر چاپ و نقل نگردد، به مرور زمان فراموش شده و از بین خواهد رفت و یا حداقل قادر نخواهد بود نقش مهمی در زندگی افراد و جامعه ایفا کند.

در کردستان فولکلور و زن ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. در واقع این زنها هستند که حرف اول را در آوازها و داستان‌ها می‌زنند و هم‌چنین راویان اشکال دیگر فولکلوریک نیز هستند. این نقش برجسته زنان به خصوص در گذشته دال بر تسلط زنان بر عادت و رسوم مرد و نمایانگر اهمیت و نقش آنان در جامعه‌ی کرد بوده است.

تأویل و درک این مسئله سئوالات زیادی را مطرح می‌کند، از جمله این که خواه اگر ما نقش زنان را در جامعه با مردان یکسان فرض کنیم و خواه صدای واقعی زنان را در فولکلور کردی مشاهده نماییم آیا نمی‌توانیم بپذیریم که سخنان ایراد شده توسط مردان نیز در آن نقش مهمی ایفا می‌کند؟ در این صورت چگونگی حضور مردان نیز در فولکلور کردی مطرح خواهد شد ارتباط بین فولکلور و جامعه بسیار پیچیده و بغرنج است. فولکلور ممکن است یک اجتماع واقعی و یا یک اجتماع ایده‌آل را توضیح دهد. هنگامی که ما نقش زنان را در فولکلور مورد بررسی قرار می‌دهیم، خود را ملزم به طرح این پرسش می‌بینیم که واقعاً فولکلور از آن چه کسی است؟

سنت‌های واقعی و ملموس در ابتدا ممکن است برای استفاده هر دو جنس یعنی زن و مرد به وجود آمده باشد و در ضمن نباید نقش تخیل در فولکلور را ناچیز بشماریم. شهرت جهانی داستان‌هایی که قهرمان آنها به طور اتفاقی و اغراق‌آمیز بر دشمن غالب می‌شود، گواه بر این مدعا است.

توسل به شاه‌ها و شاهزاده‌ها و اشراف که شخصیت‌های اصلی داستان‌ها هستند و همواره در خوشی و تجمل زندگی می‌کنند و ناظرینی که هرگز قادر نیستند آرزوی داشتن چنین ثروت و مکنتی را حتی در سر بپرورانند، نظیر اشتهای سیر‌ناپذیر اروپائیان طبقه متوسط برای خواندن مجلات و تماشای برنامه‌های تلویزیونی است. که آنها را در خواب خوش ثروت و شهرت فرو می‌برد. به علاوه ما نباید فراموش کنیم که تقریباً همه اشکال فولکلور باستانی کردها، اشاره به شیوه‌هایی از زندگی دارد که برای اکثر مردم کردستان برای همیشه محو شده است.

آنچه که مسلم است بحثی جامع و فراگیر درباره‌ی تمام ابعاد فولکلور در این مقاله نمی‌گنجد ولی سعی شده است به برخی از زوایای آن پرداخته شود. به عنوان مثال در این مقاله به نقش زنان کرد و چگونگی حضور آنان در فولکلور پرداخته خواهد شد و البته لازم به ذکر است که در این مقاله ارتباط بین فولکلور و جامعه در میان گروههای جدا از هم در داخل کردستان مطرح نخواهد شد، اما لاجرم از موضوعات و مسائلی که در سرتاسر این سرزمین پهناور اتفاق می‌افتد بهره خواهیم گرفت و براساس آن می‌توانیم به یک نتیجه‌ی کلی برسیم. در این مقاله سه مسئله مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ اول: نقشی که توسط زنان در تصنیف‌ها ایفا می‌شود؛ دوم و سوم: تغییرات و احساسات در فولکلور کردی است. مثالی از چگونگی تخیل در زنان و حضور آنان در یک ژانر خاص، آواز در فولکلور است که به نظر می‌رسد، در سراسر نواحی که به لهجه‌ی "کرمانجی" سخن می‌گویند یافت می‌شود و گمان می‌رود که این سبک رخدادهای واقعی و مردم را مورد بررسی قرار می‌دهد. موضوعات عنوان ‌شده مقدم و برتر از برخی جنبه‌های دیگر فولکلور است. سئوالی که مطرح می‌شود این است که به راستی ما چگونه می‌توانیم فولکلور در زبان کردی را برای مستمعین آن تعریف کنیم؟ ارائه تعریفی دقیق و فراگیر می‌تواند هم برای اروپائیان و هم برای کردهایی که در شهرها و دور از اجتماعات کوچک روستایی- که بیشتر آوازها و داستان‌ها و نخستین اجراها از آنجا برخاسته است- زندگی می‌کنند، مفید واقع گردد.

ما نه‌تنها باید خود واژه‌ها، بلکه شکل ادا کردن آنها را در محاوره در نظر بگیریم و به معانی مصطلح واژه‌ها توجه کنیم بلکه بایستی تکنیک‌های اجرا، شرایط اجرا و هویت اجراکننده را نیز مد نظر داشته باشیم. ملموس‌ترین و دقیق‌ترین تعریفی که می‌توان از کلمه ژانر(سبک) در اجرای فولکلور به صورت شفاهی ارائه داد، نحوه‌ی اجرا و بیان آن است،- که این خود نیز تحت تأثیر متغیرهای بیرونی است- که طریقه اجرای آن نیز باید به خوبی متنی باشد که اجرا می‌شود. پس بنابراین مشاهده می‌شود که ارائه‌ی تعریفی واقعی از ژانر در فولکلور غیر قابل دسترس نیست. شماری از جوامع روستایی ممکن است ایده‌ها و تعریف‌های بسیار شفافی در مورد چگونگی و مرز بین ژانرها ارائه دهند. اگرچه آنها ژانر را به عنوان یک اصطلاح در بطن فولکلور نمی‌شناسند. برای مثال در سراسر کردستان، مراسم سوگواری برای اشخاص متوفی فقط توسط زنان صورت می‌گیرد، اگرچه ممکن است قوانین نظارتی دقیقی ضمن اجرای مراسم در آن دخیل باشد. شیوه‌ها و ژانرهای مختلف دارای کاربرد متفاوتی بوده، ارتباط‌های متفاوتی نیز با زندگی واقعی دارند. برای مثال ضرب‌المثل‌های زیادی در کردستان درباره رابطه و برخورد بین عروس و مادر شوهر وجود دارد و استنباطی که می‌شود از آنها کرد این است که وقتی عروسی به خانواده همسرش ملحق می‌شود احساس خوشبختی و شادمانی نمی‌کند. ضرب‌المثلی است تحت عنوان «بوومه بووک بوومه به‌ربووک» «عروس شدم بیچاره شدم». این گونه ضرب‌المثل‌ها، کلیشه شناخته‌شده‌ای محسوب می‌گردند که می‌توانند مورد استفاده هر کسی قرار گیرد. ایده‌ها و پیغام‌ها در بطن ضرب‌المثل‌ها نهفته است و ذهن شنوندگان با توجه به زمینه شناخت خویش از اجتماع و تحت تأثیر عوامل دیگر، جزئیات را به یکدیگر پیوند داده و آن را تکمیل می‌کند. البته هر ضرب‌المثل را نمی‌توان به عنوان یک بیان حقیقی در بستر الفاظ پذیرفت، چه مثلاً اکثر کردها در واقع معتقد نیستند که هر عروسی بدبخت و غمگین است. ضرب‌المثل‌های نسبتاً مبهمی نیز وجود دارند که ایده شخصی را با استفاده از اتحاد تلویحی واژه‌هایی اندک در ذهن مجسم می‌کنند. تعدادی ضرب‌المثل نیز وجود دارند که به طور کلیشه‌ای به مسائل زنان می‌پردازد و نهایتاً وجود اشخاص مطلع و آگاه برای بررسی و تجزیه و تحلیل ضرب‌المثل‌ها در کردستان امری ضروری به نظر می‌رسد.

ضرب‌المثل‌ها با بیان خاصی از حقیقت تعمیم داده می‌شوند و سبک‌هایی نیز وجود دارند که به طور مستقیم پیشرو محسوب نمی‌شوند. وقتی زنی سمبل یک داستان یا آواز است، اغلب دریافت این نکته که نماد ارائه شده تا چه حد تصویر روشنی از یک فرد در تاریخ ارائه می‌دهد، دشوار است و نیز این نکته که آنچه که در داستان و یا آوازها بیان شده، تا چه اندازه با سبک ارائه شده هماهنگی دارد. اگرچه اغلب سبک‌های فولکلور به وسیله‌های فولکلوریست‌ها ذکر شده‌اند، اما هنوز به اندازه کافی توضیح و بسط داده نشده‌اند و توضیح و تفهیم انواع سبک‌ها و زمینه‌های استفاده از آنها، برای مردم، بسیار بجا و مفید خواهد بود.

§ زن و فولکلور

اصولاً در بخش وسیعی از کردستان، دلیل این که چرا یک زن نمی‌تواند مجری یا خواننده (ستران‌بێژ یا ده‌نگ بێژ) و یا قصه‌گو (چیرۆک‌بێژ) باشد با استدلال و منطق بیان نشده است. البته مواردی نیز وجود دارد که مختص یکی از دو جنس (زن و مرد) است. نظیر اجرای مراسم سوگواری توسط زنان و یا خواندن آواز توسط داماد و دوستانش در مراسم عروسی. در کردستان اگرچه گروه‌های سنتی و محافظه‌کار شرکت زنان در یک مجلس مختلط را عملی جسورانه تلقی کرده‌اند و معتقدند که زنان بایستی زیر چتر حمایت پدر و یا اگر متأهل باشند همسر واقع شوند، مع هذا تعدادی از محققان متذکر شده‌اند که در طول تاریخ همواره زنانی بوده‌اند که شعر سروده‌اند و آواز خوانده‌اند. کردشناس بزرگ توما بوا (Tomas Bois, 1995) مدعی شده است که بیشتر آوازخوان‌ها و تصنیف‌سرایان زن بوده‌اند و حتی آوازهای عشقی و آوازهای مربوط به جنگ، توسط آنان سروده شده است. ژابا (Jaba) یکی از فولکلوریست‌های قدیمی می‌نویسد همسر و دخترهای قهرمانی که در جنگ کشته شده است تصنیف‌های بسیار لطیف و شورانگیزی به افتخار او سروده‌اند و هم‌چنین بر طبق گفته رمان‌نویس معروف کرد «محمد اوزون» که از مناطق کردنشین سوریه دیدن کرده است، شمار قابل توجهی از زنان در آنجا آوازه‌خوان هستند. هم‌چنین زنانی نیز وجود دارند که در حضور تماشاگران مرکب از زن و مرد آواز نمی‌خوانند ولی در مجالس زنان بدون هیچ مشکلی آواز می‌خوانند.

کودک کرد معمولاً تمام آوازها و داستان‌ها را از مادر و عمه و مادربزرگش می‌شنود و یاد می‌گیرد. زیرا که زنان به طور سنتی در خانه مانده به کارهای مربوط به خانه می‌پردازند و مسئولیت بزرگ کردن کودکان نیز به عهده آنان است. امروزه نیز هنگامی که مردهای خانواده در کوهستان به سر می‌برند (برای جنگ‌های چریکی) یا وقتی در تبعید هستند یا کشته می‌شوند، زنان نه‌تنها نقش عمده‌ای در انتقال فولکلور دارند بلکه مشخصاً به آگاهی و هوشیاری ملی کردهای نسل جوانتر یاری می‌رسانند.

فولکلوریست‌های کرد اغلب به رابطه غیر قابل انکار زن و فولکلور اذعان دارند؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که فولکلور کرد بیشتر متعلق به زنان است تا مردها. زنان در رده‌ی تصنیف‌گران و مجریان و ناظرین کارهای بزرگ قرار دارند، کارهایی نظیر «مم و زین» (Mem u Zin) و «زنبیل فروش» (Zembil firos) و اشعار رزمی نظیر «دمدم» (Dimdim) و دیگر قصه‌های فولکلوریک و غزل‌های عاشقانه. اگرچه برخی از سبک‌ها به طور مشخص متعلق به زنان است، اما اختلاف عمده‌ای بین دو جنس از نظر کیفیت اجرا، بیان و انتقال و دریافت آن وجود ندارد و مدرکی دال بر این که زنان کرد احساس کنند اشکال مختلف فولکلوریک که توسط مردان خلق شده، دارای جنبه‌های ظالمانه است، و یا سبک‌های مختلف فولکلوریک که یکی از دو جنس(زن یا مرد) در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند، متفاوت با یکدیگر است وجود ندارد. بایستی بپذیریم، زنانی که در زمینه‌های مختلف فولکلور فعالیت داشته‌اند نسبت به آنچه که انجام داده‌اند از خود فروتنی و اغماض نشان داده‌اند. به هر حال در سبک‌هایی که مردان در ساخت آنها دخالتی نداشته‌اند زنان در بیان آرزوها و ایده‌های خویش آزاد بوده و عملاً در حفظ قوانین مربوط به فولکلورها کوشا بوده‌اند. زنان در سوگواری (شین Sin) همسر از دست‌رفته‌شان را بسیار خوب و عاشقانه تمثیل می‌کنند، حتی اگر در طول زندگی مشترکشان علاقه‌ای به او نداشته باشند. هم‌چنین زنان از مراسم سوگواری به عنوان اهرمی برای متبلور کردن حزن و خشم و نارضایتی خویش از مسائل جاری در پیرامونشان بهره می‌جویند مثلاً به دفاع از حقوق اجتماعی و قانونی خویش- که در سطح پایینی قرار دارد- می‌پردازند و کسانی هم که در مراسم شرکت می‌جویند به خوبی آنچه را که در لفافه بیان می‌شود درک کرده، قادرند پیغام‌های سربسته را دریافت کنند، البته این چیزی است که مردها آن را نمی‌پسندند و تلاش می‌کنند این گونه مراسم را از فولکلور کردی حذف کنند. همین مسئله موجب می‌شود فولکلوریست‌ها در تحقیقاتشان دچار مشکلات فراوانی گردند و از پرداختن به این سبک‌ها در فولکلور دلسرد گردند. غیر از مراسم سوگواری که توسط زنان برگزار می‌شود و به دلیلی که قبلاً به آن اشاره شد مورد عتاب واقع می‌شود، لالایی‌ها شامل مجموعه‌ی متنوعی هستند که پرداختن به آنها از نظر مردان مقبول‌تر است.

§ تخیل مدافع زن

داستان‌های فولکلوریک، زنان را در طیف‌های جالب و گوناگون ترسیم می‌کنند. شاهزاده و ساحره و نامادری‌های شرور در این داستان‌ها به صورت کلیشه‌هایی درآمده‌اند که کاراکتر آنها فراتر از اختصارات فردی است و در داستان‌های مختلف کمابیش دارای همان مشخصه می‌باشند اگر قرار باشد بر اصطلاحاتی چون هیولا و جن و پری که در داستان‌های فولکلوریک کردی بیشتر از آنها سخن رفته نامی گذارده شود، مسلماً طیفی از موهومات و خیال آن را دربر می‌گیرد. اگرچه بسیاری از کردها آنها را به عنوان ماهیتی حقیقی نمی‌پذیرند، ولی در برخی از نواحی کشاورزی در دنیا (از جمله بریتانیا) کسانی هستند که علناً به وجود مخلوقات فوق طبیعی اعتقاد دارند. بسیاری از شخصیت‌هایی که در فولکلور کرد یافت می‌شوند، آنهایی هستند که در داستان‌های فولکلوریک کشورهای همسایه- عرب، ترک و فارس- و در قصه‌های فولکلوریک اروپا نیز یافت می‌شوند و از این شخصیت‌های مشترک برای اهداف خود بهره می‌جویند. در مدت‌های مدیدی زن هم‌چنان در فولکلور، به خصوص قصه‌ها نقش اساسی ایفا کرده است و این نشانگر تکرار حوادثی است که در طول زمان بر او رفته است. زن در بسیاری از قصه‌ها جنگجویی است که لباس مبدل به تن کرده و در هیئت یک مرد می‌جنگد و همه‌ی جنگجویان دیگر را شکست می‌دهد تا بالاخره قهرمان - مرد- داستان بر او غالب می‌شود و در این هنگام است که او به قهرمان می‌پیوندد و در بعضی از داستان‌ها با او ازدواج می‌کند.

O. N. Mackenze قصه‌هایی را گردآوری کرده است که دارای چنین شخصیت‌هایی است. او موردی را به عنوان نمونه از سلیمانیه بازگو می‌کند. شاه اسماعیل وکامبرتا(؟) به جستجوی نامزدش که دختر شیخی عرب است رهسپار می‌شود. بر سر راه نامزد دیگری اختیار می‌کند که دختر اسلام‌شاه(شاه پریان) است. او از ناحیه‌ای عبور می‌کند که به وسیله‌ی «ره‌شه سوار» در آن ناحیه جوی از رعب و وحشت حکم‌فرماست. وقتی قهرمان به آن ناحیه می‌رسد، با تلی از سر و بدن‌هایی مواجه می‌شود که ارتفاع آن به اندازه یک مناره است. او در غاری پناه می‌گیرد. زمانی که «ره‌شه سوار» به غار می‌رسد، در مهمان کردن او در قصرش پافشاری می‌کند و تأکید می‌کند که فردا صبح می‌باید با یکدیگر مبارزه کنند. داستان این‌چنین ادامه می‌یابد: «صبح روز بعد که از خواب برخاستند به میدان رفته و در معرض دید همگان به نزاع پرداختند. ره‌شه سوار گفت: ای جوان خوش‌سیما من قصد ندارم که با شمشیر یا تیغ با تو بجنگم، مایلم با هم کشتی بگیریم، اگر من پشت تو را به خاک افکندم تو را نخواهم کشت و تو را به بردگی خواهم گرفت و اگر تو مرا زمین بزنی هر آنچه را خواهی انجام بده.» شاه اسماعیل پاسخ داد: «حرف‌های تو پشیزی برای من ارزش ندارد، اگر تو بر من غالب شوی سر مرا از تن جدا کن و اگر من بر بر تو فائق شدم من سر تو را چون سگ از تن جدا خواهم کرد.» آنها هفت روز با یکدیگر کشتی گرفتند. مرد جوان به درگاه خداوند بسیار التماس کرد. او در حالی که «ره‌شه سوار» را محکم در چنگ گرفته بود گفت: «ای خضر فناناپذیر شکست او آرزو و خواست تو نیز هست پس یاریم ده»، دوباره او را به پهلو بر زمین زد. او را چون گنجشکی در چنگ گرفت و بر زمین انداخت. سپس با شمشیر به طرف وی جهید تا سر او را از تن جدا کند. در آن حین «ره‌شه سوار» از یک لحظه غفلت او استفاده کرد یقیه‌ی خود را گشود و سینه‌ی زنانه‌اش را برهنه کرد. مرد جوان با دیدن این صحنه دست و پای خود را جمع کرد. ره‌شه سوار گفت: سینه‌ی مرا بپوشان. در جنت و زمین تقدیر من این بوده است که با تو وصلت کنم. من با خدای خویش عهد بسته‌ام با هیچ کس ازدواج نکنم جز با کسی که در نبرد بر من غالب گردد.» آنها با یکدیگر به طرف قصر باشکوه «ره‌شه سوار» رهسپار شدند. هنگامی که «ره‌شه سوار» لباسش را عوض کرد، مرد جوان او را زیباتر از پیش یافت. از آن به بعد «ره‌شه سوار» به نیروهای همسرش پیوست و در کنار آنان می‌جنگید. او از آنجایی که دختر شاه پریان است دارای مهارت خارق‌العاده و نیروهایی سحرآمیز است. در صحنه‌ای که زن بودن «ره‌شه سوار» برملا می‌شود، به نظر می‌رسد که این تصادف به هنگام مبارزه عمداً اتفاق می‌افتد. نمونه‌هایی نیز در دست است که او آزمایش‌هایی جادویی برای محک زدن مخالفانش انجام می‌دهد. اگرچه امروزه بعضی گروه‌های مترقی کرد مستقر در کردستان از جنگجویان زن نیز استفاده می‌کنند لیکن قهرمانی جنگجویان زن در تاریخ کردستان جزء استثناهاست. ضمن اینکه چه در داستان‌های فولکلوریک و چه در جنگ‌های عصر حاضر، جنگجوی مؤنث از جذابیت بیشتری برخوردار است.

در اوایل دهه‌ی 1990 در شهرهایی نظیر «دهوک» و «اربیل» تصاویر زنانی که لباس پیشمرگه‌ها را به تن داشتند بسیار به چشم می‌خورد، اگرچه بیشتر این زنان غیرمحلی بودند ولی زنان محلی نیز در مراسم خاص لباس پیشمرگه‌ها را بر تن می‌کردند.

جنگجویان زن عضو احزاب کرد عراقی، فراوان نبوده و مبارزه زنان در این کشور فراگیر نبوده است. از زنان استثنایی نام «مارگاریت» هنوز در یادها زنده است. شرایط و وضعیت در مناطق کردنشین کشورهای ایران و ترکیه متفاوت است. زنان در آنجا اگرچه فعال‌ترند ولی این پدیده نیز از حوادث نادر قرن بیستم به شمار می‌رود. نکته قابل توجه این است که در داستان‌های فولکلوریک، زن همواره همراه موجودات خیالی نظیر جن و هیولا و جادوگر بوده است نه با واقعیت‌ها و در داستان فولکلوریک کردی، زن معمولاً در پایان داستان به وسیله‌ی مردی مورد تحکم واقع می‌شود. اما آیا واقعاً زنان تحکم و تسلط مردان را پذیرفته‌اند؟ اسناد و مدارک زیادی دال بر اثبات و عدم اثبات آن در دست نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 18:43  توسط یک کرد  |