|
تاریخی .سیاسی. اجتماعی.
|
اورامان مرکز دهستان اورامانات با هفتاد هزار

نفر جمعیت از شرق با کرمانشاه، از غرب با عراق، از شمال با کردستان و از جنوب با جوانرود محدود میشود و جادهای به طول ۷۵ کیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مینماید. این روستا در درهای شرقی- غربی و در شیب تندی روبه روی کوه « تخت» واقع شدهاست. خانههای روستا به طور کلی از سنگ و اغلب به صورت خشکه چین و به صورت پلکانی ساخته شدهاست که به همین دلیل آن را « هزار ماسوله » نیز مینامند. این روستا در بین اهالی روستاهای منطقه به شهر اورامان معروف است. بنا به اعتقاد مردم منطقه این روستا زمانی شهری بزرگ بود و مرکزیتی خاص داشت و به همین خاطر از آن به عنوان تخت یا مرکز ( حکومت) ناحیه اورامان یاد میکردند. مردم اورامان تخت که به لهجه اورامی- که در گذشته زبان کتابت به شمار میآمده و لهجه رسمی بوده - سخن میگویند، مسلمان بوده و سنی مذهب ولی با این وجود آیینهای باستانی ایرانی هنوز در حافظه تاریخی برخاسته از نیاکان مردم این منطقه، جای دارد و آن را پاس میدارند .
آب و هوای معتدل کوهستانی و وجود چشمههای فراوان، چراگاههایی سرسبز و باغهایی خرم را در دامنه کوههای زیبای اورامان به وجود آورده که باعث شده دامداری در کنار باغداری پیشه اصلی مردم این دیار باشد. در این ناحیه گونههای جانوری و گیاهی متعدد و بسیاری مشاهده میشود از جمله سنجاب ایرانی، درختان : وون، تنگز، میلو، شرو، بلوط، پسته وحشی، گردو، توت، گلابی، انجیر، انار و ... گیاهان : ریواس، پیچک، کرس، بنا، هاز، شنگ، به ره زا، هاله کوک، ترشکه، ته ره ژه ره ژا، قازیاخه، گیلاخه، نرمیله، ده مه رواسله، بنا شوانه، کنگر، سپل، سیدران، گوزروانه، لو، زرده لو، چنور، سیاولو، که ما و قومامه و توسی و کنگر و ... غار «قوری قلعه» در اورامان شکل و ساختاری دگرگونه دارد و اغراق نیست، اگر بگوییم؛ یکی از زیباترین غارهای قاره پهناور آسیا است.
مردان کرد اورامانی چوخه، پانتول، ملکی شال، دستار، فرنجی و کله بال و زنان آن جانی، کلنجه، شال، کلاه و کلله میپوشند. انواع این لباسها با زیورآلات مختلف تزئین شدهاند و رنگارنگ هستند. پیش از ورود پارچه و کفشهای خارجی و سایر منسوجات داخلی به استان کردستان، بیشتر پارچهها و پای افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته میشده که با تعداد محدود هنوز رواج دارد (انواع لباس ؛ رانه چوخه و فرنجی ). از دیگر صنایع دستی رایج در اورامان میتوان گلیم، سجاده، نمد ،سبد، گیوه، ظروف چوبی و ...
قارچ، کرفس، کنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایی این منطقه را تشکیل میدهند. پلو، آش دوغ (دوغه وا)، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یک آبه، پرشین، شلغم ترش، کلانه، خورش خلال بادام وا انواع کبابهای محلی از غذاهای اورامانی است
یکی از حدسیات رایج درباره نام اورامان اینست که واژهٔ « اورامان» یا « هورامان» از دو بخش « هوراً به معنی »اهوراً و « مان» به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شدهاست. بنابراین اورامان به معنی « سرزمین اهورایی» و «جایگاه اهورامزداً است. » هور« در اوستا به معنی خورشید آمده و هورامان » جایگاه خورشید" نیز معنی میدهد.

کوردم ئهمن
گهرچی تووشی ڕهنجهڕۆیی و حهسڕهت و دهردم ئهمن
قهت له دهس ئهم چهرخه سپڵه نابهزم، مهردم ئهمن
ئاشقی چاوی کهژاڵ و گهردهنی پڕ خاڵ نیم
ئاشقی کێو و تهلان و بهندهن و بهردم ئهمن
گهر له برسان و له بێ بهرگی ئیمڕۆ ڕهق ههڵێم
نۆکهری بێگانه ناکهم تا له سهر ههردم ئهمن
من له زنجیر و تهناف و دار و بهند باکم نییه
لهت لهتم کهن، بمکوژن، هێشتا دهڵێم کوردم ئهمن
ماموستا هيمن

برای زنانی که وجودشان نه سزاوار ساختن است و نه سزاوار سوختن
بلکه وجودشان شایسته ی از نو زنده شدن است
من از شهر مریوان برایتان می نویسم، شهری که در ماه حداقل یک مورد خبر خودسوزی زنان را می شنویم . شهر من دارای طبیعت و دریاچه ایی آنچنان زیباست که هر ساله هزاران نفر از شهرهای دیگر به آن روی می آورند. ولی در شهر من فرصت واستفاده کردن این زیبایی های خدادادی آنچنان از زنان و کودکانمان گرفته شده که در شهری با این همه در آمد نه از شهر بازی خبری هست و نه از زنان شاد و امیدوار .
خوب می دانم نوشتن و حرف زدن از ظلمی که در حق زنان و کودکان می شود کاملاً برای همه تکراری شده ، اما تکراری بودن بعضی مسائل از فاجعه وار بودن و وحشتناک بودنشان نمی کاهد اینجا جایی است که انبوه گره ها به هم گره خورده اند و سزکلاف این بدبختی و بیچارگی آنچنان گم است که حیرت می کنی جمعی در کنارت و در کوچه ای که تو در آن زندگی می کنی و در همسایگی ات دارند از دست می روند و تو برایشان نمی توانی هیچ اقدام مثبتی بکنی .در چنین شرایطی آنچه که روی خود را هر لحظه به تو نشان می دهد حقیقتی تلخ است ، حقیقت یک دور ، یک تسلسل باطل که آغازش ناامیدی و سرخوردگی و پایانش همان ناامیدی و سرخوردگی است آری حقیقت دارد که زنان در اغلب کشورها دارای حقوقی مساوی با مردان نیستند و در کشورهای اسلامی این نابرابری بیشتر و در مناطقی که فرهنگ قومی و بومی بر آن حاکم است آشکارا طبیعی ترین حوق زنان نادیده گرفته می شود دور باطلی که من در زندگی زنان و مادران مشکل دار این منطقه می بینم زنانی که به هیچ وجه آرامش روحی ندارند و اغلب حتی امنیت جانی هم ندارند به شرح زیر است :
1- وجود زنانی که انواع آزارها و شکنجه های جسمی و روحی را تحمل کرده اند زنانی که کاملا ناامید و سرخورده شده اند
2- این زنان برای رهایی از این نوع زندگی و به امید زندگی کمی آرامتر روبه دو مکان می کنند الف:80% آنها به خانه های پدریشان بر می گردند که باز در 80%موارد بنا به دلایل خودشان خانواده ها آنها را تشویق و گاه تهدید به دویاره برگشتن و ساختن با تمام بدبختی ها و مصیبتها می کنند ب: در مرحله ی دوم که در این منطقه خیلی کم اتفاق می افتد رجوع کردن به دادگاه است که در دادگاه برای هر جمله ای که این زنان ادا می کنند باید مدرک و شاهد داشته باشند تا شاید پس از مدتها به مشکلاتشان رسیدگی کنند که خوب می دانیم در محیطهای کوچک که همه یکدیگر را خوب می شناسند مردم راضی به شهادت به ضرر یکدیگر نیستند
3- در این مرحله پس از نامید شدن از خانه ی پدری و روند کند دادگاه و ترس از بیوه سدن و ندیدن فرزندان و به نتیجه نرسیدن دوباره باز می گردند و دوباره ساختن با شرایطی که آزارشان می دهد را ادانه می دهند
4- این مرحله پس از مدتی ساختن و تحمل کردن برابر می شود ، با همان مرحله ی اول یعنی ناامیدی و سر خوردگی کامل این زنان .
یعنی از همان آغاز:1-ساختن با شرایطی که روح و جسمشان را می آزارد 2-اقدام کردن برای رهایی از آن وضعیت 3-بی نتیجه ماندن اقداماتشان 4- ساختن و ساختن و در این شهر من تراژدی سوختن(خودسوزی این زنان) بعد از این ساختنها هر ماهه اتفاق می افتد. با نگاهی در این دور باطل در میابیم اگر قرار باشد ریشه ایی این مسائل رفع شود باید خیلی از قوانین عوض شود، خانه های امن برای زنان دایر گردد ، و فرهنگ و دید مردم نسبت به زنان بخصوص زنان بیوه عوض شود که همه ی این اقدامات سالهاست عده ای را به خود مشغول کرده و تا به نتیجه رسیدن این اقدامات زنان این گوشه ی ایران با این روندی که در خودسوزی در پیش گرفته اند تعداد زیادشان از دست خواهند رفت. پس اورژانسی ترین کار در این شرایط بحرانی چاره ایی جز مشاوره و راهنمایی دادن برای تغیر چارچوب ذهنی این زنان نیست که بی شک می تواند راهگشایی باشد لاقل برای دادن امید به زندگی بهتر ، و امید به تغیر شرایط در آینده و با تقویت روحیه و روانشان بیاموزند که وجودشان نه سزاوار ساختن است و نه سزاوار سوختن بلکه وجودشان شایسته ی از نو زنده شدن است
نسرین محمدی
انجمن فرهنگی زنان مریوان
دولت منطقهاي كرد در شمال عراق براي كساني كه از مناطق ديگر كشور ميآيند، دستورالعملي مشابه ويزا اجرا ميكند.
به نوشته روزنامه «زمان» تركيه، دولت كرد براي تصفيه نفتي كه از اين منطقه استخراج ميشود، يك پالايشگاه تاسيس ميكنند. طبق قراردادي كه اين دولت با شركت «Make Oil AG» لبناني امضا كرده است، پالايشگاه نفت در منطقه اربيل احداث ميشود. در اين پالايشگاه كه احداث آن در مدت دو سال به پايان خواهد رسيد، روزانه 250 هزار بشكه نفت خام تصفيه خواهد شد. اين منطقه داراي 6/3 ميليارد بشكه ذخاير نفتي است كه معادل با 3 درصد كل ذخاير عراق ميباشد. دولت كرد با شركت نروژي DNO نيز قرارداد اكتشافي و استخراج نفت بسته است.
شركت در دهوك نيز كارخانه سيمان احداث خواهد كرد. همچنين معلوم شد دولت كرد در مورد كساني كه از مناطق ديگر عراق ميآيند، دستورالعمل مشابه ويزا اجرا ميكند.
به گزارش «آسوشيتدپرس»، آژانس خبري آمريكا، از اعراب عراق هنگام ورود به منطقه كرد مجوزي مانند ويزا كه براي ورود به كشورهاي بيگانه لازم است، خواسته ميشود. بنا به اين گزارش، دولت كرد براي كساني كه ميخواهند بيش از 10 روز در منطقه بمانند، شرط ضامن شدن يك كرد را مطرح ميكند و تنها به اين شرط اجازه ورود ميدهد. مداركي مثل گواهينامه كه اعراب از بغداد گرفتهاند با مدارك موقت دولت منطقهاي كرد تعويض ميشوند. اين دستورالعمل، گام ديگر كردها در راه تاسيس دولت مستقل قلمداد ميشود.