تبليغاتX
nation کردستان kurd
تاریخی .سیاسی. اجتماعی.

احساس ملی کُرد که طی ده های 1920و1930 با موفقیت سرکوب شده بود در طی دهه" شصت کم کمک از نو جان گرفت. موفقیت های بارزانی در عراق بیگمان عامل مهمی در این تجدید حیات بود اما این جریانات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خود ترکیه بود که تجدید حیات ناسونالیسم کُرد را امکان پذیر کرد مهاجرت از روستا ها به شهرهای بزرگ غربی ترکیه بسیاری از کُردان را از تفاوت های فرهنگی بین بخش های شرقی و غربی ترکیه و توسعه" اقتصادی بسیار نابرابر این دو اگاه کرد.

افزون بر این شمار بسیاری از جوانان کُرد امکان اشتغال به تحصیل یافتند و به سیاست گراییدند در 1961 ترکیه صاحب قانون اساسی جدیدی شد که ازادیهای سیاسی را در مقیاس بی سابقه ای  مجاز می شمرد و حزب سوسیالیستی به  نام(حزب کارگران ترکیه) تاسیس و از جمله" سایر مسائل توجه خود را به عقب ماندگی شرق ترکیه که خود ان را به سیاست های  ضد کُردی گذشته اسناد می داد معطوف داشت. مطالعه" کلاسیکهای مارکسیست مساله" تعیین حق سرنوشت ملی را در دستور روز قرار داد این حزب هواخواهان بسیاری در میان کُردان تحصیل کرده پیدا کرد منبع دیگر حزب مخفی (دموکرات کُردستان ترکیه) بود که در 1965 توسط اشخاص درس خوانده ای  تاسیس شده بود که خواستگاه اشرافی داشتند و زیر نفوذ بارزانی بودند.

در حوالی پایان دهه" دو حزب در گردهمایی و تاسیس انجمنها و مجامع فرهنگی و سازمان دادن گردهما یی ها با همدیگر همکاری  می کردند. در پی مداخله نظامیان در 1971 و بازداشت شمار کثیری از فعالان کوشندگان باز مانده ناچار به زیر زمین رفتند و شماری به عراق  پناهنده شدند و برای اقدام به عملیات چریکی  در ترکیه اماده شدند اما بارزانی اجازه ماجراجویی را که ممکن بود موقعیت شخص وی را به خطر بیندازد را به کسی نمی داد.

و دو تن از رهبران دو گروه رقیب حزب دموکرات کردستان ترکیه کشته شدند.

پس از بازگشت ترکیه به دمکراسی پارلمانی در 1973 سازمانهای کُردی رشد کردند و به سرعت (بنیادگرا) شدند پیش از 1970 خواستهای  اساسی کُردها را بیشتر توسعه" اقتصادی استانهای کُردنشین و شناخت حقوق ابتدایی فرهنگی از قبیل اموزش به زبان کُردی تشکیل می داد. در دهه" 1970 سازمانهای کُرد در افزون خواهی و عنوان کردن خواسته های بنیادی تر با هم به رقابت بر خواستند و گرایش کلی به سوی جدایی خواهی  بود این گرایش به علت کناره گیری چپ ترکیه از جریان سخت تشدید شد. چپ ترکیه که نزدیکترین متحد جنبش ملی کُرد بود  خود را از جریان کنار کشید و در منتها ی خود به حمایتی بزرگوارانه  اکتفا کرد.

ضعف نسبی حکومت مرکزی در سالهای 1975-1978 این دوره را در حقیقت به ازادی ترین دوران تاریخ ترکیه بدل کرد. این ازادی به کُرد و سازمان کُرد و سازمان های کُرد امکان داد که خود را جمع و جور  کنند و به تبلیعات خود ادامه دهند و شعب این سازمانها در کوچکترین شهرکها گشوده شد.

هنگامی که در 1976-1977 جنگهای چریکی در عراق از سر گرفته شد شماری از این سازمانها با همتایان عراقی خود متحد شدند و کمک های (لوژیستیکی) قابل توجهی به انها کردند و مابقی کوشش های خود را بر کُردستان ترکیه متمرکز  نمودند و بعضی از انها مناطقی را به تمام و کمال در اختیار گرفتند و این امر در منطقه اغلب موجب برخوردهای تند با سازمانهای رقیب اعم از کُرد و ترک گردید که یکی از این سازمانها(حزب کارگران کُردستان پ.ک.ک) اعلام جنگ ضد استعماری کرد و جهت (خشونت انقلابی) خود را متوجه (استعمارگران ترک) و (همدستان) کُردشان و خائنان کُرد کرد.

در سال 1980 ارتش ترکیه حکومت را در دست گرفت و کشور را از عناصر ناباب پاک کرد بازداشت های دسته جمعی و عملیات نظامی سازمانهای کُردی را تارومار کرد و با اتخاذ شیوه های خشن سرکوب جدایی خواهی کوشیدند ناسیونالیسم کُرد را از میان ببرند ولی نتوانستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 11:36  توسط یک کرد  | 

تولد ملا مصطفی را سال 1901 میلادی نوشته اند یعنی 1280 ه ش به طوری که شرحش  گذشت شرایط و اوضاع سیاسی اجتماعی بارزان در ان سالها پس از  ان به گونه ای بود که وی از دوربارزانی نه مران کودکی جنگ و زندان و تبعید را شناخته و تجربه کرد و بسیار زود مسئولیت های دشوار را عهده دار شد و از همان سنین جوانی استعداد و جوهر ذاتی خود را اشکار ساخت او در تمام دورانی که برادر بزرکترش شیخ احمد رهبری بارزانیان را عهده دار  بود به عنوان مشاوری مورد اعتماد در بحث ها و تصمیم گیریها و فرمانده توانا در جنگها حضور داشت

در همان سال 1932 میلادی دولت ترکیه شیخ احمد و ملا مصطفی و دیگر بارزانیان را که به  ان دولت پناهنده شده بودند دست بسته تحویل دولت عراق دادند ایشان را مدتی در (حله) زندانی کردند سپس به سلیمانیه فرستاده شدند و انجا به حالت تبعید به سر می بردند تا  انکه در تاریخ 13 ماه ژوئیه سال 1943 ملا مصطفی از تبعید گاه گریختند و خود را به بارزان رسانیدند ستونی نظامی از سلیمانیه مامور دستگیری او شد . نفرات این ستون خیلی زود خلع سلاح شدند و بدین سان نهضت بارزانیان بار دیگر جان گرفت.

در ماه سپتامبر همین سال  بین افراد ملا مصطفی و پلیس عراق برخوردی روی داد که متعاقب ان ملا مصطفی به یک قرارگاه در مرز ترکیه حمله کرد و انجا را متصرف شد. وی همچنین در ماه اکتبر 150 پلیس عراقی را خلع سلاح کرد در اواخر همین ماه حکومت عراق ستونی متشکل از پیاده نظام و پلیس مجهز به توپخانه و ماشین الات جنگی را تحت نظارت ژنرال برمیلوی انگلیسی به سوی بارزان فرستاد جنگ حدود 20روز به طول انجامید عاقبت در 11 نوامبر نیروهای عراقی را  پس از تحمل 60 گشته و بسیاری زخمی ناچار به عقب نشینی شدند تاریخ بروز این حوادث یعنی سال 1943 میلادی مصادف است با دوران سرنوشت ساز جنگ دوم که در ان  دولت بریتانیا به شدت درگیر بود و مصلحت نمی دید که به روی نیروهایش ان هم در کنار منابع حیاتی کرکوک و موصل جبهه تازهای گشوده  شود لذا دولت عراق را مجبور ساخت که امتیازاتی را در مناطق کردنشین به کردها بدهد مانند خواندن و نوشتن به زبان کردی احداث مدرسه و بیمارستان به حد کافی  زندانیان و تبعیدیها  به وطن بازگردند  و بالاخره نیروهای مسلح کرد مسئولیت برقراری حفظ امنیت مناطق کردنشین را بر عهده داشته باشند.

با برتری یافتن متفقین در جنگ سال 1944 میلادی اندک اندک پیمان شکنی و عدول از تعهدات توسط دولت عراق شروع شد . نوری سعید نخست وزیر  مقتدر عراق  بر کنار گردید که این حرکت تحویلا" به معنی  بی اعتبار شدن قرارداد امضا شده توسط وی با بارزانی بود در سال 1945 که سرنوشت  جنگ جهانی روشن شده بود تهیه و تدارکی برای هجومی تازه به کردستان  اغاز شد  و در ماه اوت همان سال 42 هزار سرباز  و پلیس عراق به همراه هزاران کرد وابسته به حکومت و مسلح به سلاحهای پیشرفته و با پشتیبانی هوایی عراقی و انگلیسی  هجومی همه جانبه به سوی کردستان اغاز کرد و از طرفی  ملا مصطفی نیز 5000 مرد مسلح مرکب از بارزانی و عشایر کرد دیگر برای رویارویی اماده کرد و جنگ سختی درگرفت و طی ان نیروهای عراقی در جبه های (بارزانی)(میرگه سوور)(عه قره)(زاخو) با تحمل  تلفات و خسارات زیادی در هم شکسته شدند و همچنین در جبهه(ره و اندز) نفرات بازمانده از ستون عراقی خود را تسلیم پیشمرگان کردند.

شکست ارتش عراق در این جنگ موجب خشم دولت بریتانیا شد و روز یازدهم سپتامبر در نخستین عکسالعمل ((ژنرال رانتون)) در سخنانی خطاب به رئیس حکومت عراق به سختی وی را شماتت کرد و اظهار داشت که فرماندهی نیروهای عراقی در مقابله با کردها بسیار ضعیف و پر اشتباه بوده و نباید در یک جبهه جنگید در سایر جبهه ها  جنگ به شدت جریان داشت و هر روز پیروزی دیگری نصیب پیشمرگان می شد که نیروهای انگلیسی نیروهای سلطنتی را به کمک نیروهای هوایی عراق بسیج کردند و بمباران بی امان مواضع کردها را اغاز کردند هر چند خسارت های زیادی را به پیشمرگان وارد اوردند اما به دلیل پراکندگی پیشمرگان باز پیروزی با انان بود برای مثال در جبهه(نهله) 8000 نفر از نیروهای ارتش عراق به محاصره در امدند و در شرف تسلیم بودند  در این موقع حساس دو نفر به نامهای (محمود اقای زیباری)و(محمود خلیفه برادوست) که با افرادشان در کنار بارزانی می جنگیدند دست از جنگ کشیدند و راه را برای انها به وعده مقام وزارت و پول و اسلحه زیادجلب کردند و در نتیجه بار دیگر نهضت بارزانی به دلیل خیانت ناکام  ماندند و بزرگان قوم راه ایران را در پیش گرفتند و به نهضت قاضی محمد پیوستند.

در تاریخ 11 اکتبر سال 1945 .35 هزار بارزانی مرکب از مردان و زنان و پیر و جوان و کودک زیر اتش دشمن از طریق (کیله شین) مرز را پشت سر نهاده وارد خاک ایران شدند و در ان زمان سمال و غرب ایران در تصرف روسیه بود.

روسها نخست بارزانی ها را عمال انگلیسی می دانستند و انها را حتی به شهرها راه نمی دادند و زمانی به اشتباه خود پی بردند  و اجازه دادند که زنان و کودکان سالخورده و مسن بسیاری در حدود 4500  بر اثر سرما و گشنگی جان خود را از دست داده بودند شرکت پیشمرگان بارزانی در درگیریها بین نیروهای  دولتی و کردها برای مدتی تعادل موجود را به هم زد و پیروزی را نصیب کردها کردند که جنگهای (ما مه شه) (قاره وا) دو نمونه از ان است  ابراز  رشادت بارزانیان تا انجا بود که که سپهبد رزم ارا  در یکی از سخنانش گفت که اگر 5000 نفر از نیروهای  بارزانی را در اختیار داشتم تمام خاورمیانه را تصرف می کردم

در سال 1946(1325 ه ش) که نهضت مهاباد شکست خورد و قاضی محمد ادامه جنگ را به مصلحت ندانست بارزانی از وی جدا و راه کوهستان را پیش گرفت

از طرفی شاه ایران میل داشت که بارزانیان را به عنوان اهرم فشار در منطقه برای مواقع لزوم در اختیار داشته باشد لذا  به ملا مصطفی پیشنهاد کرد که سلاحهایش را زمین بگذارد و در ناحیه الوند همدان ساکن شوند و به کشاورزی بپردازد ولی ملا مصطفی معتقد بود که نباید اسیر سرزمینی شوند که به انها تعلق ندارد و تنها راه حل راه پیش پای خود و یارانش مدید و فقط به ان فکر می کرد و ان اینکه زمستان را هر طوری شده در ارامش بگذرانند و با فرا رسیدن فصل بهار و اعتدال هوا همگی به عراق باز گردند و خود وان عده از پیشمرگانش که راه بازگشت نداشته به شوروی بروند تا در موقع مناسب به عراق باز گردند

بارزانیان تا یک ماه پس از برگشتن ملا مصطفی در ارامش به سر بردند اما کم کم که دولت ایران از تسلیم شدن انه ما"یوس شد ارتش به استقرار و ارایش قوا در اطراف انها پرداخت بارزانی ها ناچار خود را اماده مقابله کردند انها در نقاطی از مناطق (دشت ویل)(نقده)(مه ر گه ور) مستقر بودند

حمله ارتش در سحرگاه 24اسفند سال 1325 شمسی (15مارس 1947 میلادی) اغاز شد دشت و کوه را هنوز  برف پوشانده  و هوا همچنان سوزناک بود در این شرایط و اوضاع  ملا مصطفی  به جنگ و گریز دقیق و معقولی دست زد وی با پرهیز از درگیری تا انجا که امکان داشت را خود را به سوی شمال پیش گرفت.

ابو الحسن تفریشیان یکی از افسران ایرانی که در این جنگ و گریز با بارزانی بود به روشنی تحت تاثیر وی قرار گرفت و در خاطرات خود چنین نوشت ملا مصطفی در حین حال که تحصیلات کلاسیک ندارد مرد فهمیدهای است او به زبان کردی. عربی. فارسی . و ترکی مسلط بود

یادم هست موقعی که او را دیدم مپل پیغمبری در میان افرادش ایستاده بود و بینشان تفنگ تقسیم می کرد موقعی که مرا دید به طرفم امد و ......گفت من پیشه وری نیستم پناهان هم نیستم که در موقع صلح رئس ستاد ارتش باشم و در موقع جنگ ناگهان سر از باکو در بیارم من هستم و این تفنگم نوکر انگلیس و امریکا و روسی  و نوکر هیچ حکومتی نیستم  من فقط نوکر ایل بارزان هستم و امت خودم  وی با امتش سر یک سفره می نشست و با انها غذا می خورد و به جنگ می رفت و با همانها در سنگر می خوابید کافی بود فقط سوار اسب شود  تا بلافاصله 500 سوار مسلح بدون اینکه بدانند یا بپرسند به دنبالش راه بیفتند.

هنگامی که قاضی محمد دستگیر شد سرهنگ غفاری به نزد ملا مصطفی رفت و به وی گفت که شما هم تسلیم شوید وی ملا مصطفی  ازاین حرف به شدت براشفت و اعتراض کنان گفت چرا دروغ می گویید ؟ من به شما گفتم به جای این شش جوان هجده جوان از پسران خود را میدهم . این ننگ است برای ایل بارزان که 6 جوان را بگیرد و به شما تحویل دهد.

 جنگ و گریز ادامه داشت بارزانیها از زمین و هوا  مورد حمله قرار گرفتند و متحمل خسارت زیادی شدند تا اینکه خود را به مرز عراق رساند شاه که در ارومیه بود تهدید کرد که اگر جلوی ورود بارزانیان به ایران را نگیرند انها را دادگاه نظامی می کند سرانجام ملا مصطفی بارزانی چندین مورد دیگر  وارد ایران شد  و طی 4  روز خود را به ارارات رسانید و سرانجام پس از سه روز درگیری با نیروهای سه دولت وارد شوروی شدند در ابتدا از انها استقبال شد اما نفوذ یکی از کردهای بانفوذ استالین را وادار و مجبور کرد که دستور متفرق کردن انها را بدهد با مرگ استالین بارزانیان جان تازهای میگیرند و خود بارزانی به مسکو می رود و مقرر شد که به همراهانشان کار بدهد و جوانان همراه درس بخوانند

در چهارم ژوئیه سال 1958 میلادی عبدالکریم قاسم پس از اینکه به پیروزی رسید و دولت تشکیل داد و بیانیه ای  صادر کرد مبنی بر اینکه کرد و عرب از یک حق برخوردارند و برابرند بدین سان پس از  12 سال در 7 اکتبر همان سال ملا مصطفی بارزانی به عراق بازگشت و در فرودگاه بغداد به عنوان قهرمانی که سالها علیه دولت استعمار انگلیس و حکومت های پادشاهی عراق و ایران جنگیده است مورد استقبال گرم مقامات عراقی از کرد و عرب قرار گرفت روابط ملا مصطفی  و عبدالکریم قاسم در ابتدا  خیلی خوب بود اما وجود *فشار ملی گرایان عرب  بر حکومت تازه کار عراق و نفوذ کمونیستها  که هر دو گروه از مخالفان سرسخت مطرحشدن حقوق کرد بودند موجب سردی روابط این دو شد و برابری حق عرب و کرد فراموش شد و در عوض تبلیغات وسیعی علیه ملا مصطفی و پارت دمکرات انجام گرفت .

بارزانیان پس از تظاهراتی که حزب پارت به تحریک کمونیستها جهت اعطای زمین به کشاورزان ترتیب داده دولت با خشنونت انها را سرکوب کرزد و حتی ایل کرد زبان (زیبار) که قبلا" توسط دولت مسلح شده بود  به بارزانیان حمله کردند

افراد سلحشور بارزانی با اینکه اسلحه و مهمات کافی نداشتند مهاجمین را به سختی در هم شکستند و تا مرزهای سوریه و ترکیه عقب راندند و به زودی شمال و غرب بارزان را از دست دشمن پاک کردند و با سلاح های فراوانی که به غنیمت گرفته بودند متوجه جنوب شدند و به نواحی سلسمانیه و هولیر رسید پیروزی با بارزانیان به حدی  بود که تمام کردستان  عراق برای پیوستن به وی اماده بودند  و حتی دولت عراق چندین بار از شوروی  تقاضای کمک کرد .

در سال 1963 دولت بعث با کمک انگلیس با یک کودتا به حکومت رسید و به ملا مصطفی  پیشنهاد اتش بس داد ملا مصطفی در ان وقت به راحتی می توانست  به چاههای نفت کرکوک که سالها به خاطرش جنگید تسلت یابد اما این پیشنهاد را پذیرفت و ان اشتباه بزرگی بود مذاکره 4 ماه به طول انجامید  در ابتدا بعثی ها از برادری کرد و عرب و حقوق مسلم برادران کرد زبان  خود صحبت کردند در این اثنا مسئله اتحاد سه کشور سوریه مصر و عراق به میان امد که جمال عبدالناصر خواستار شناسایی حقوق کرد شد وی سوریه را به دلیل ترس از اختشاشات  مخالفین کرد و خواستار کمترین امتیاز و دولت عراق را به سرکوبی انان ترغیب کرد.

در سال 1936 پس از بهانه جویی چند کشور حکومت عراق بدون هیچ اخطاری  نیروهای ارتش را به هجومی به منطق کردنشین دست زد و شهرهای (هولیر)(کرکوک)(سلیمانیه)را با تانگ معاصره کرد و سپس به تصرف شهرها و کشتار عمومی و غارت مغازه ها پرداخت

روز 10ژوئن  رادیو بغداد طی گفتاری اعلام کرد که شورای انقلاب عراق مصمم است  هر چه زودتر به کار بارزانی پایان دهد تاکتیک بارزانی در این جنگ عقب نشینی سریع و در دست گرفتن ارتفاعات بود که در نتیجه نیروهای تازه نفس و دست نخورده ملا مصطفی تازه شروع شده بود  و عرصه را چنان به نیروهای عراقی تنگ کرده بودند  که دولت عراق از سوریه در خواست کمک کرد که این کمک نیز راه به جایی نبرد عملیات پیروزمندانه پیشمرگان و اختلافات درونی شدید بین رهیران حزب بعث انها را متقاعد کرد که پس از پنج ماه  جنگ اتش بس اعلام و در اثنای مذاکرات صلح در تاریخ 18 نوامبر سال 1963 عبدالسلام عارف رئیس  جمهور حرب بعث را ساقط کرد و خود قدرت را به دست گرفت و با کردها وارد مذاکره شد.

ضمن اتش بست بین بارزانی و سران حزب پارتی شکاف عمیقی افتاد و مردم کرد دلسرد از اینده نهضت شدند دولت در 1965 هجومی همه جانبه به کردستان را از سر گرفت و جهان بار دیگر شاهد کستار فجیح کردهای غیر نظامی  و قحطی زدگان و اوارگان بود چهل الی 50000 نظامی عراقی از زمین و هوا کار کردهای عراقی را برای همیشه یکسره کردند.

در ژانویه سال 1966 چند تن از سران کرد مخالف بارزانی با افراد خود که بیشتر تحصیل کرده های حزب دمکرات کردستان عراق بودند رسما" در کنار بعثی ها به جنگ علیه بارزانی وارد جنگ شدند بیش از یک سال از جنگ می گذشت که نبرد(هه ندرین) رخ داد دو لشکر مکانیزه عراق به همراه 2000 نفر نیروی کرد سر به دولت با کمک توپخانه و هواپیما توانستند پس از یک ماه جنگ انجا را تصرف کنند.

در دوازدهم ماه مه 1700 تن از پیشمرگان بارزانی به قصد تصرف ان عازم جنگ شدند این جنگ ده روز طول کشید که در ان نیروهای عراقی به شدت شکست خوردند (رنه موریه) خبرنگار فرانسویی که خود شاهد جنگ بود می نویسد .این جنگ نیروهای عراقی را بسیار مفتضع کرد نیروهای عراقی تارومار گردیدند بسیاری کشته و بسیاری گریختند و بسیاری اسیر شدند  شمار کشته های بارزانی 600 تن بود و دولت عراق درخواست اتش بس کرد و در بیست و نهم ژوئن سال 1966 طی بیانیه ای 12 موردی  بخشی از حقوق کرد به رسمیت شناخته شد از جمله حوادث مهمی که با این جنگ همزمان بود جنگ شش روزه  اعراب با اسرائیل بود و عبدالرحمن عارف از بارزانیان معتقد بود که برای دفاع از اسلام پیشمرگان را برای دفاع از اعراب به جنگ اسرائیل ببرند و ملا مصطفی به صراحت تمام اعلام کرد که ما حاضر نیستم دستمان را برای کمک به سوی اسرائیل دراز کنیم.

در 17 ژوئیه سال 1968 طی کودتایی عبدالرحمن عارف برکنار شد و ژنرال حسن بکر  قدرت را در دست گرفت ملا مصطفی حکومت بحثی ها را خوب می شناخت چارهای در ان دید که از اختلافات ایران و عراق استفاده و دارو و اسلحه از ایران بگیرد و شاه کردها را به بهترین وسایل برای تضعیف دولت مجهز کرد. و دوباره  حکومت عراق به بارزانیان و کردستان حمله کرد که 14 ماه به طول انجامید و دوباره پیروزی با بارزانیان بود و با درخواست اتش بس پایان یافت.

در یازدهم ماه ماه مارس سال 1970 ملا مصطفی و صدام حسین که جنایتش را در قسمت های پایین تر بحث کردیم  پس از سه ماه مذاکره کارشناسان دو طرف  معاهدهای 15 مادهای را امضاء کردند که در ان تمام خواسته ها ی مبارزین کرد منظور شده بود دولت چهار سال مهلت خواست تا در ابادانی و عمران کردستان بکوشد و پس از انقضای این مهلت مواد معاهده وارد قانون اساسی شد با این توافق تا بهار سال 1974 یعنی مدت 4 سال برخورد مهمی روی نداد و ارامش بر منطقه حکمفرما  بود اما دولت بعث چیز دیگری در سر داشت در هشتم اوریل 1972 با  شوروی با دادن امتیازات بسیاری وارد مذاکره شد  که به مدت 15 سال از جهات سیاسی .اقتصادی . و نظامی  همکاری نزدیک داشته باشند و تنها مشکل عراق کردها بودند که ادعای استقلال و تسلط بر چاه نفت کرکوک را داشتند و در همان ایام دو بار  توطئه ترور ملا مصطفی  ناکام ماند سر انجام سال 1947 میلادی فرارسید دولت بعث عراق با بهرهگیری از چهار سال ارامش  و فراغت کافی برای تجدید قوا و فروش فراوان نفت و حمایت بی دریغ روسها قدرت کافی برای یکسره کردن کار کردها را در خود میدید لذا در پی بهانه ای بود و بالاخره پس از نشست هایی بی نتیجه یکطرفه اعلام کرد استان های (کرکوک)(خانقین)(سنجار)(سینجان)و چندین منطقه کردنشین دیگر از این پس  جزء کردستان نیستند و معاهده مارس 1970 شامل این مناطق نمی شود بنابراین کردستان از زمین و هوا زیر اتش بی امان ارتش عراق قرار گرفت . در نخستین روزهای شروع این جنگ ایران اعلام کرد که مرزهایش به روی کمک های صلیب سرخ برای کردها باز است و به نام احترام به حقوق بشر خود نیز کمک های غذایی و دارویی بسیاری به انها داد.

در 6 مارس 1975 شاه ایران با تغییر ناگهانی به الجزایر رفت و در انجا با صدام حسین دیدار کرد و پس از مذاکره در پشت در های بسته  این دو قراردادی امضاء کردند که در ان با وجه المصالحه قراردادن کردها به توافق اصولی دست یافتند.

بعدها  روشن شد که شاه و صدام در واقع صحنه گردان ماجرایی بودند که قدرتهای بزرگ به انها دیکته می کردند و نهضت بارزانی می باست چنان سرکوب گردد که دیگر امکان عرض اندام نداشته باشد دلایل اینکه چرا نهضت 40 ساله کردستان عراق به رهبری ملا مصطفی ناکام ماند عبارتند از:1.خیانت برخی از سران2.عدم رشد اگاهی توده مردم3.رسوخ فساد در دستگاه اداری و نظامی به ویژه حزب پارت دمکرات و ساده دلی و خوش برخوردی شخص ملا مصطفی که راه را برای نفوذ دشمن باز کرد و نهضت را عقیم ساخت.

در هر حال پس از توافق الجزایر ملا مصطفی که تازه عمق فاجعه را در یافته بود دانست که مقاومت و ادامه جنگ جز مرگ و نابودی حاصلی ندارد ناچار دستور توقف جنگ دادو همراه جمع زیادی  از یارانش به ایران پناهنده شد و در عظیمیه کرج مقیم گردید. ملا مصطفی به سرطان خون مبتلا و سرانجام در ماه  مارس سال 1979 میلادی (1358 ه ش ) بدرود حیات گفت.

ملا مصطفی مردی متین متدین و با مهابت بود زندگی  ساده ای داشت و از تجملات و اشرافیت دوری جست کسانی که او را از نزدیک دیده بودند در وصف شجاعت و تهورش اظهار عجز می کنند در کنار این خصوصیات از ویژگی های اخلاقی و انسانی  والایی برخوردار بوده است . هرگاه عهدی بسته یا و عده ای داده تا پای جان بدان وفا کرد و سخنش را دوست و دشمن محبت تمام دانسته اند بارها در هنگام جنگ دشمن در حال هزیمت را اگر امکان خواسته باشد بخشوده و رها کرده است قلبی رووف داشته و به سادگی از سر تقصیر دشمنان قسم خورده اش می گذشته است در تمام زندگیش کسی از وی دروغ و مکری نشنید و ندید و بیشتر ناکامی وی همین سادگی و یکرنگی وی بود افسوس که برگ برگ تاریخ این جهان بی بنیاد حکایت قربانی شدن این نسل راستان است.

 

 

خداوند روحش را شاد گرداند مرد بزرگی بود.......

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 18:27  توسط یک کرد  | 

به ناوی خوای گه وره و بی هاوتا

من ناوم عه بدولخالق نه قیب کوری مه رحوومی موحه ممه دسالحی نه قیب(یه کیک له ئه دیبان و خه ت خوشانی به ناو بانگی ولاته که مان)کوری مه ر حوومی حاجی ئه حمه دی نه قیبه له بنه ماله یه کی ئایینی و مام ناوه ندی له سالی 1325ی هه تاوی له شاری سردشت(گه ره کی مزگه و تی جامیعه)له دایکی خوشه ویستم ئامنه ی مه لا قاسمی با نه یی له دایکبووم..... دووکورو سی کچم هه یه و به مووچه ی ته قاعودی(بازنشستگی) ژیانمان تیپه رده که ین.........

به پیویست ده زانم بو ئه وه ی که میک له لایه نی ژیانی هونه ریم بو خوینه رانی  به ریز شی که مه وه که چون بوو بو لای شیعروئه ده ب چووم .هیما به مه تله بیک که م که بووبه ها نده ری من بو لای جیهانی شیعر و دنیای ئه ده ب.

له راستی دا من هه ر له سه ر ده می  منالیمه وه عاشق و شه یدای موسیقا و گورانی بووم......هه ستم به ده نگخوش خوم کرد بوو وه  وه گه لیک جاران له گه ل  دوست و  هاوه لانم له نیو ره ز و باغ و چیمه نی رازاوه ی ده ورو به ری شاره که مان گورانیم ده گوت.هه ست و ئه وینی موسیقا به شیک له ووجوود و ژیانی منی داگرتبوو........

گورانی ببو شوق و حه سره تی من .به لام داخه که م هه تا گه وره و گه و ره تر ده بووم کوت و به ندی داب و نه ریتی  دوا که و توویی به تایبه ت له و سه ر ده مه دا  زیاتر له ده ست و پیم ده هالا و ریی پی نه ده دام به ته رزیکی ئاشکرا و به ر چاو گورانی بلیم. تا وای لیهات. هیور هیور ئه م هه ست و خروشه پر له جوشه م  بیره حمانه سرکوت کرا و پیم وایه ئه گه ر  به پیچه وانه ی ئه م بارودوخه ناله باره هه لیکم بوره خسا با ئیستاله بواری موسیقا و گورانی دا گه لیک سه رکه و توو ده بووم و هیمان خزمه تیکی گرنگ و هه راوم به جهاتی هونه ری موسیقا ده کرد....به کورتی ئه م به هره سه رکوت کراوه یه م که ئیستاش  له حه سره تی  دا ئاخ هه لده کیشم و دل و ده روونم ده کروژی. له خاکه لیوی سالی 1356ی هه تاوی دا له شوینیکی دیکه وه سه ری  هه لدا.........له پر شتیک له ده رونم دا ژیرو روو بوو..... ئه وینی شیعر له ناخم دا کلپه ی ساند و هه ستم  کرد که جیگا بو جیهان و زامیکی تر ده کریته وه و برینی کونی موسیقا به شیعر ساریژ ده بیته وه :تومه ز به سه ر چاوه ی ئه فسوونای گشت ئه وینه کان گه یشتووم......

له راستی دا سه ر هه لدانی شیعری من عوقده ی سه ر کوت کراوی موسیقا بوو له گه ل دانانی هه و ه لین شیعرم به ناوی(به هاری سه ر ده شت) کاری بی برانه وه له م بواره داده ستی پی کرد و ئیستاش هه ر به رده وام به م کاره دریژه ده ده م و خه ریکی دانانی شیعر و کاری وه ر گیرانم.

به کورتی ئیستا ته نیا دالده و په نای من شیعره. باوه ربفه ر موون هه ر کاتیک شیعریکی جوان و هه ست بزوینم ده ست ده که وی و ده یخوینمه وه گریان به روکم ده گری و ئه سرین له چاوم دا قه تیس ده مینی شیعر په ناگایه کی له شکان نه هاتووی  ئه ووی ئه و تویه که منی له ته ووژمی هیرشی بوردومانگه لی په یتا په یتای ئه م ژانه ژینه زه لیل  کوژه به رده وام پاراستووه و له چنگیان رزگاری کردووم.........

شیعر بو من په ناگاو سه نگه ریکه که زه برو زه نگی  گشت تاویر و گاشه به رده کانی زه مانی سه رجه م  خستوته سه رشان و خوراگرانه له ئاست ئه م  دیارده سه خت و دژوارانه دا راوه ستاوه.

ئه گه رشه و دالده و په نای شه که تا نه و ئاسمان په ناگای ئه ستیره کان.......شیعر بو من هه م  شه وه و هه م ئاسمان و هه م  سه نگه ره.

شیعر بومن ئارمان و ئامانجه ئایدولوژی نیهایی ئینسانه و به ر له ئینسان و ئه م کوره ی  خاکیه دا  له دایک بووه.

شیعر ئایه تیکی هه میشه یی و به رده وامه  و ئه و ینیکی ئه به دیه و من ده مه وی وه هاله م ئایه ته هه میشه یی و ئه به دیه دا بتویمه وه که له سه ر ژیان له گه ل مه رگ به ربه ره کانی بکه م. هیچ گولیک توانای تاریف کردن و مه د ح کردنی بون و به رامه ی گو ل به لکوو ته نیا بو بون کردنی و به س..زور جار بیرده که مه وه که دوای مه رگی من شاعیریکی ئه ویندار له سووچیکی ئه م کوره ی خاکیه دا به چ شیعریک ده گا.. ئاره زو ده که م  که بتوانم ئاهه نگی شیعری سالانی دا هاتوو ببینم: جالیره بو ئه و ه ی  زیاتر سه رتان نه ئیشینم نموونه له شیعره کانم پیشکه ش به ئیوه ی خوشه و یست ده که م.

به بو نه ی بوردوما ن کردنی شیمیایی سه ر ده شتی خویناوی به فه ر مانی صه ددام ئه و نیره نه هه نگه شیته ی میژووی لخین کردبوو وه ئیسکی خوره تاوی ده کروشت

((سوگا))

بو سویه له دل دیت و خه فه تباره ولاتم

قه ت وینه یی ئه مرو نه بووه شارو دیهاتم

دل پر غه م و پرژانه  بریندارو په روشه

هه ر جه رگه وه کووره له گرفین و خروشه

پی ده شت و چیا .به نده ن و لا پا ل و که ژوکو

لیی نیشتووه ته م .خه لکه ده کا شیوه ن و رو رو

هه رماتم و سوگایه ئه واشین و شه پوره

هه ر لایه ده چی چه مه ریه و شینی به کوره

شین گیری جگه ر گوشه یه تی دایکی خه فه تبار

هه ر باوکی کلوله که ده کا شیون و ها وار

فرمیسکه که ده رژی وه کوو بارانی به هاری

هه ر خوشک و برایه که ده که ن شیوه ن و زاری

هه ر خوینی شه هیدانی نه مر مانه رژاوه

هه ر میشکی صه دان لاوه له گشت لاوه پژاوه

په ر په ر بووگولی سویسن و نه سرین و هه لاله

بر ژاوه دلی نیرگزو شللیرو گولاله

ئا سو شه به قی داوه به خوین سوور و شه لاله

هه ر کو ته لی را زا وه یه وا چه شنی گولا له

صه ددامی دزیو مل هوری جه للاد بزانه

ها کا له پرا توش بکه نه په ندی زه ما نه

هه رد یته وه ئه وروژه به لی روژی سزادان

ئه و روژه که هه و ری خه فه ت و مه ینه تی را دان

هه ر قه تره یه کی خوینی شه هیدانی گه لی کورد

پیک دینی هه زاران نه به زی کوردی وه کووگورد

ئه و کورده نه وه ی کاوه یی ئا سنگه ره هه یها ت

میشکت ده پژینیت و ده گا به وپه ری ئا وات

((ها کا== هه ربینا))

پیش بینیه کی  که له و  شیعره دا به دیی ده کری جیگای سه رنج و سه ر سوورمانه کی ده یگوت رژیمی صه ددام په نجا سا لی دیکه ش خوراده گری. به لام خه باتی  خویناوی ساله های سالی گه لانی عیراق به تایبه تی  گه لی کورد له کوردستانی عیراق ئه وه ی سه لماند که حوکمی حاکمه و ده ردی موفاجات.

((تاکی))

ئا ئه و پیره دار به رووه

له و به نده نه

لقیکی به شان و با هوی را گرتووه و ..........

لقه که ی تر:

له شه ویکی تو فا نی دا

به پیلانی گژه باوه

بی ره حمانه تیک شکاوه!

ئاخر تا که ی؟ تا که ی؟ تا که ی؟

ئه م داره ئازار چیشتوه

به بی تاوان

له ژیرشریخه ی بروسکه و ئاگر باران

له سه نگه ری ته نیایی دا

خوی را گری؟

((دارستان))

دارستا نیک ئاگری گرت

ره وه ئه سپیک

له ده و ری گر ده یا نحیلاند!

گول ئاخی بو هه لده کیشا

کانی فرمیسکی ده رشت و

چه میک له دوور ده یزریکاند!

دار به روه کانی  که ناریش:

را ده ژان و ده یان نا لا ند...

**

- با – هه لیکرد................

هاواری نیو دارستانی

به گو یچکه ی هه وردا چرپاند

هه و ر راسا و .....

به گرم و هوور

هه موو ده شت و چیای هه ژاند!

بارانیکی به خور دایکرد.

((شه نگه بی))

چومی خورین

چاوی لیلی

به که فی سپی و به فرینی شه پو له کان ده شواته وه و ......

به تیله ی چاوی عاشقی

له دیمه نی دلرفین و

شه نگ و شوخی تو ئه روانی.......

ئه ی شه نگه بیی!

((کاتی مردم))

کاتی مردم

بمخه نه سه ر  تا ته شوری ئاخه کا نتان!

تیر. تیر . بمشون:

به عه تری گولجا ره گه نمیکی پی ده شت و

زه نگول  زه نگول ئاره قی

نیو چاوانی وه رزیره کان!

گولاو پر ژینی با لام که ن: به شه ونمی به ره به یان.

بمنینه سه ر شان وبا هوی په له هووریکی کوچه ری.....

به سه ر بنار و ئا سودا

شور بیته وه و ..........

له نیو له میه ری زریانا

هه ر چوارقو ژبنی و لاتم بپشکینی

به نیو جه نگه لی هاواردا بگرمینی و

دوور دوور بمبا.......

له قوولایی ئا سمانا

په ری زاده ی شیعره کانم

له نیو که ژاوه ی ئه وینا

بیته سه رم و

له سه ر ته رمی سه ر براوی خه و نه کانم

شین بگیری و ........

حه یران بیژی بالا که م بی!

((مه زاره که م))

به گولیکی ره نگا و ره نگ و

به تریفه و لاو که سووره و شه و قی چرای شیعره کانم وه رازینن

با کو مه لی په پو و له کان

له ده وری گلکوی بی نازم کو ببینه وه و

به بیریته ی کورده واری

چو پی کیشی زه ماو ه ندی ئه م کو چه بن!

**

به  شه پو لی سه ر که شی ده ریام  بسپیرن!

یا له سوو چیکی ئاسمان

هانام بده ن

هه تا چه شنی ئه ستیره کان

بسو و تم بو و لا ته که م

بو کوردستان...............بو کوردستان........

**

بیر یته  = سه مای به کو مه ل

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 17:54  توسط یک کرد  | 

با روی کار امدن پسر عم صدام حسین و قصاب کویت (علی حسن المجید)  به ریاست دفتر حزب بعث برای امور شمال که در 1987 انجام گرفت صدام حسین به وی اختیار تام  داد که چندان که می توانست همه" مقامات نظامی و غیر نظامی را ناد یده بگیرد.

علی حسن المجید در یک اقدام وحشیانه  ارتش عراق و گارد ریاست جمهوری تحت فرماندهی او اقدام به سه تعرض فوق العاده شدید کرد به نام (انفال)  دو تعرض نخست که در سال 1988 صورت گرفتند  دو هدف را دنبال می کردند نخست درهم شکستن پیشمرگان کُرد و دوم بیرون راندن مرد م  غیر نظامی از بیشتر روستاهای کوهستانی بنابر  گزارش منابع کُرد در این تعرض ها از سلاحهای شیمیای استفاده شد جمعیت قریب به 15000 روستا به اردوگاههای واقع در (صحاری) کوچ داده شد و بسیاری از ساکنان این روستاها در ان مناطق تلف شدند شگفت این که به رغم مراجعات مکرر کُردها به سازمان ملل این دو تعرض در جهان خارج توجهی چنانی بر نیانگیخت.

کشتار حلبجه در مارس 1988 بود که سرانجام جهان را متوجه قتل عام کُردها کرد. حلبجه شهرکی کُُردنشین بود در نزدیکی مرز ایران واقع در جنوب شرق سلیمانیه . ارتش ایران با کمک پیشمرگهای کُرد در تعرض بهاره" خود موفق به اشغال این شهر شد .و عراق با بمباران شیمیایی شهر و کشتار هزاران نفر غیر نظامی این اقدام را تلافی کرد . تصاویر رقت بار و گزارشهای هولناک خبرنگاران  خارجی که به دعوت ایران از حلبجه دیدار کرده بودند سرانجام خشم و نفرت جهانی را برانگیخت اما به سود کُردان فشار موثری بر عراق وارد نیامد در کمتر از 6 ماه بعد عراق باز علیه شهروندان کُرد سلاح شیمیایی به کار برد  و از ان پس از این سلاح موثرا" استفاده می کرد چندی پس از امضای موافقتنامه" اتش بس با ایران سومین و شدید ترین عملیات انفال در اوت 1688 روی داد این تعرض متوجه مناطق شمالی تحت حکم حزب دموکرات کُردستان بود در این تعرض از گازهای  سمی استفاده شد هزاران تن کشته شدند و بازماندگان گریختند پیش از این که نیروهای عراقی مرز ترکیه را ببندند حدود 65000 تن از مرز گریختند و شمار کثیری به ایران روی اوردند.

وحشت ناشی از زرادخانه های  شیمیایی عراق و عزم رژیم برای  استفاده از ان در کُردستان را ارام کرد احزاب کُرد ظاهرا" مبارزه مسلحانه را کنار کشیدند و بیشتر توجه و تلاششها را بر اقدامات سیاسی و دیپلماتیک در خارج از کشور متمرکز کردند اما بی نتیجه بود در این ضمن تخلیه مناطق وسیعی از کُردستان همچنان ادامه داشت در پایان سال 1990 چهار هزار روستا از هفت هزار روستا ویران شده بود حتی  شهرهای حلبجه و رانیه با خاک یکسان شده و ساکنانشان در شهرکهای جدید صدام در مناطق درونی تر کشور اسکان داده شده بود ند قریب 30000کُرد پناهنده  همچنان در ترکیه مانده بودند و عده ای چند برابر در ایران ماندند . در جریان جنگ کویت عراق به کُردها اخطار کرد که ارارم  بنشینند و گرنه با واکنشی به مراتب خطرناکتر از حلبجه مواجه خواهند شد.

در مارس 1991 کُردهای عراق اقدام به بزرگترین خیزش توده ای کرد ند این بار نه احزاب سیاسی بلکه توده" مردم شهری بودند که ابتکار عمل را به دست گرفتند و اینان همان مردمی بودند که تاکنون خود را از جریانات بر کنار و حتی با رژیم همکاری  می کردند باز ارتش عراق با استفاده از تانگها و هیلیکوپتر های  توپدار به شهر های  کُردنشین حمله کردند. بمباران با اسید سولفوریک و اسید فسفوریک و ترس از زرادخانه" دهشتناک شیمیایی عراق به سرعت بسیاری کُردان را دلسرد کرد و باز صد ها هزار نفر دیگر را روانه مرزهای  ایران و ترکیه کرد و بیش از دو میلیون نفر را از خانه و کاشانه" خود گریختند

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 17:39  توسط یک کرد  |