تبليغاتX
nation کردستان kurd
تاریخی .سیاسی. اجتماعی.

هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. برخی از زبان شناسان و شرق شناسان فرنگی که با زبان کردی مانوس بوده‌اند، بیشتر این اطلاعات را به شکلی کلی یا ویژه ارائه داده وگفته‌اند که: این زبان در عداد زبانهای هند و اروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمره ی زبانهای ایرانی است وبا زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

اینک این سوال پیش می‌آید که پیدایش زبان کردی چگونه بوده است؟ ا‌شکار است که زبان هر زاد و بومی زبان ساکنان آن است؛ اگر رویداد‌های تاریخی باعث ایجاد تغییرات نژادی  نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان دیرین آن سرزمین است. عکس این موضوع نیز صادق است. اینک ببینیم این موضوع در مورد زبان کردی چگونه صدق می کند؟.

سرزمینی که آن را کردستان می‌نامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقیمانده‌ی اجساد فسیل شده‌ی انسانهای باستانی است. این استخوانها که در "شانه دری" یافت شده است، دارای اهمیت بسیاری است؛ چرا که، اولین بار است بقایای انسان عصر سنگی - که 60 هزار سال پیش از این عراق را مسکن خویش ساخته است، یافت می‌شود. ( ت. باقر-1973) [1]

شصت هزار سال پیش از این محدوده‌ای که اینک کردستان نامیده می‌شود،‌آباد و ماوا و پناهگاه مردمانی بوده که زبانی هم برای سخن گفتن داشته اند؛ اما از آن جا که سخن گفتن درباره‌ی این زبان کار دانشمندان  باستان شناس است؛ به همین جهت  همراه با تابش انوار ‌آفتاب 57200 ساله  بربالهای زمان و گذر ایام خود را به پیش می‌کشیم و به دورانی می‌رسانیم که، اقوام ماد خود را به ایران کنونی و غرب ‌آسیا رساندند و با نژادهای خوژیایی، لولو، گوتی، کاسی، (خوری  یا هوری ) - که در دامنه‌ها‌ی آن سوی کوههای زاگرس می‌زیستند و تا حد مناسبی زندگی خود را سامان داده بودند و جمهوری و تمدنی نسبتاً پیشرفته تاسیس کرده بودند – مواجه شدند.

مادها ظرف 200 سال طومار این حکومتها را در هم پیچیدند و در سال 612 پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ مادی را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمین‌های دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی وسیاسی بسیار دست به دست شده اند.  و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتی هم که برسر کار ‌آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی بر این سرزمین تحمیل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده  بوده است، این جابه جایی درقدرت نمی تواند از تاثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده است که طی ‌آن، سلطه‌ی  سیاسی بریک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در ‌آن سرزمین باعث شده است.  امروز ردپای تاثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد  به وضوح می تو‌آن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده است.  بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی وزبانی برخی از سرزمین هایی را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعه‌ی مادی کشانده است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده است.

بیشتر تاریخ شناسان پر ‌آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه ‌آمده است و این همه قبیله و  تیره‌ی مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می کنند؛ از کجا ‌آمده‌اند؟" ( مینورسکی 1973)

پیش از این گفتیم: زبان هر سرزمینی – اگر رویدادهای تاریخی آن راتغییر نداده باشند –  زبان ساکنان کهن همان سرزمین است.  چنان که گفته شد رویدادهای تاریخی وجابه جایی حکومتها طی سیزده قرن، نتوانسته است چیزی رادر بخش غربی قلمرو ماد، تغییر دهد. و امروز  ساکنان این بخش از مادستان کهن، کردها هستند که نوادگان میدی‌ها به شمار می‌روند. به راستی بیش از این که بگوییم زبان کردی از اساس پایان نشو و نما و تکامل زبان مادی است؛ می‌توان به گونه‌ی دیگری اظهار نظر کرد؛ بی‌تردید، خیر! چرا که همه‌ی اسناد تاریخی که دانشمندان - تنها به منظور خدمات علمی – بررسی و تجزیه و تحلیل کرده اند؛ تاکنون همین حقیقت را ‌آشکار کرده‌اند که؛ زبان کردی امروز ‌آثار و نشانه‌های کمال یافتگی زبان مادی دیروز را دز خود دارد.

همچنان که آگاهیم، زبان یک پدیده‌ی اجتماعی است که براساس قواعد مشخص خود تغییر می‌کند؛ تکامل و توسعه می‌یابد و در سیر تکاملی خود از دیگر زبانها تاثیر می‌پذیرد؛ و او هم بر آنها اثر می‌گذارد و گاهی در این گیر و دار می‌میرد.  زبان مادی نیز از این قاعده مستثنی نیست و از همه‌ی زبانهایی که به پشتوانه‌ی قدرت سیاسی در قلمرو ماد زبان رسمی بوده‌اند، تاثیر پذیرفته و برآنها تاثیر گذاشته است و تا امروز زنده مانده است.

بویژه زبان پارتی (فارسی =  پهلوی اشکانی) ، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادی در زمره‌ی زبانهای شمال  شرقی، خانواده‌ی زبان ایرانی جای می‌گیرند؛ .بیش از دیگر زبانها بر زبان مادی تاثیر نهاده است و امروزه رد پای این تاثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده می شود.

همزمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و ترویج اسلام در کردستان، وقفه‌ی تازه‌ای برای زبان کردی آغاز شد - که جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد - تنها مشکل این است که ما از زبان مادی اوآخر دوره‌ی ساسانی سند مکتوبی در دست نداریم تا موشکافانه در باره‌ی آن اظهار نظر کنیم. اما این موضوع سبب نخواهد شد که نتوانیم  بگوییم: این زبان در آن زمان زبان مادی بوده است.  که به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری، دستخوش تغییرات 1300 ساله شده است.  به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری / پارسیک تبدیل شده و ‌‌‌آمادگی و ظرفیت آنرا یافته است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ یک نتیجه گیری آنی اقتصا می‌کند که، زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونی هایی شده باشد؛ که استخراج زبان کردی از آن ممکن شده باشد.

زبان کردی پس از اسلام

هنوز نیمه‌ی اول سده‌ی هفتم میلادی پایان نیافته بود که آیین اسلام و لشکر مسلمان به قلمرو امپراتوری  ساسانی نفوذ کرد و پس از چند سال باعث فروپاشی آن شد.

ترویج اسلام دربخشی از این امپراتوری از هر جهت و به هرشیوه نگریسته شود دوران تازه‌ای از زندگی مادی و معنوی را برای مردم به همراه آورد.  قدرت سیاسی پیشین که با چارچوبی مبتنی بر اختلاف و جدایی بنیاد نهاده شده بود جای خود را به ابرقدرتی داد که  براساس (واًمرهم شوری بينهم ( تاسیس شده بود، دین زردشت که مغان برای جلب منافع خود و صاحبان قدرت آن را تحریف کرده بودند؛ جای خود را به دین تازه و جذابی داده بود که عربی بدوی و پادشاهی قسیسانی  را برابر هم می نهاد. از نظر زبانی نیز اوستا،  آن هم اوستایی  که بیش از سیزده قرن بود تاثیر شگرفی بر مردم و زبان آنها گذاشته بود؛ واپس نشست و این رسالت را برای قرآن و زبان قرآنی  بازنهاد.

دین اسلام برخی وظایف و فرائضی را در خود داشت که مسلمانان می‌بایست آنرا همچون ضرورتی دینی به جا آورند. این وظائف در دین قبلی وجود نداشت و به همین جهت، مردم می‌بایست اسامی این گونه فرائض را از زبان دینی جدید اخذ کنند؛ همچنان که آنها را اخذ کرده اند.

زبان دینی جدید اصواتی را در خود داشت که در زبان های ایرانی مشاهده نمی شد. تردیدی نیست که کردی یا فارسی که معاصر آغاز دوره‌ی اسلامی بود؛ تا مدتها از تلفظ برخی صداها  همچون اعراب ناتوان بود. فارسها و بسیاری از دیگر ملل مسلمان، هنوز  هم به درستی قادر به تلفظ این صداها نیستند.  اما در برخی از گویش های زبان کردی، کردها، بجز صدای / ض / بقیه‌ی صداها را به خوبی ادا می کنند. به گونه‌ای که این صداها به صدایی همانند صدای اصلی همان گویش بدل شده اند.  تغییرات به همین جا ختم نمی شود؛ بلکه تعدادی از صداهای مربوط به حروف برخی از واژه ها مانند ( ک/K ) یا ( گ / G) کردی با حرف / ق/ عربی وصدای زبانی که دین تازه به کردستان آورده، جابجا شده است.

کوتاه سخن آن که: گسترش اسلام در بخشی از قلمرو ساسانی، طومار دوران میانه‌ی پیشرفت زبانهای ایرانی را در هم پیچید و تا یکی دو سده پس از ظهور اسلام نیز، زبان عربی که زبان کاربردی آیین نوین به شمار می‌رفت، به جای زبان پهلوی، به زبان رسمی، دینی و گفتاری حاکمان سیاسی بدل شده بود. اما ازآن پس دوران جدیدی درشکوفایی این زبانها، آغاز شد.

شکی نیست که زبانهای منطقه‌ای بخشهای این سرزمین نومسلمان از رواج نیفتادند؛ چراکه، زبان محاوره‌ی مردم به شمار می رفتند و رشد و تکامل خود را در شرایطی نوین از سر گرفتند. تقابل زبانهای ایرانی اواخر دوره‌ی ساسانی و آغاز ظهور اسلام و گویشهای آن، در میان خود و در شرائطی جدید و دوره‌ای جدید، به گوناگونی این زبانها در شرق ایران به پیدایش (فارسی نو) و در غرب آن به پیدایش"کردی" منجر شده است.  که هر دو تعدادی گویش و بن گویش دارند. پس از گسترش اسلام، فارسی نو، گویشی بود که بر اساس ریشه های بسیار کهن خود با دیگر گویشها در هم آمیخته بود این آمیختگی حتی پیش از زمان ساسانیان آغاز شده بود[2] .فارسها پیش از کردها برای احیای زبان خود، به تکاپو افتادند و شروع به کتابت کردند. وپیداست که کتاب شاهنامه‌ی ابومنصوری – که خود از میان رفته وتنها مقدمه‌ی آن در دست است – اگر تنها کتاب نباشد، قدیمی‌ترین کتابی است که به زبان فارسی نگاشته شده (سال346 هجری – 927میلادی )  و از نابودی درامان بوده  است.

کهن ترین سند نوشتاری کردی در دوران جدید، رباعیات باباطاهر عریان[3] است که در آغاز سده‌ی یازدهم میلادی در همدان کنونی – هگمتانه، پایتخت مادها – به گویش کردی جنوبی، سروده شده است. این رباعیات – بدون هدف نزدیک کردن زبانشان به فارسی–  تا حدودی تغییر داده شده اند.  با این همه در این که باباطاهر رباعیات خود را به شیوه‌ی فولکلوری  – که در آن دوره به عنوان فهلوی (پهلوی، فهلویات یا پهلویات) شناخته می‌شده است – سروده است، هیچ تردیدی نیست.

برای آشنایی بیشتر با فهلوی می‌توان به گفته‌های دکتر معین استناد کرد که می گوید: پهلوی، " فهلویه مر" : 3000 ترانه‌ی سروده شده  به یکی از زبان‌های کشور ایران (بجز زبانهای گفتاری و رسمی) بریک وزن از اوزان عروضی یا وزنی هجایی سروده شده است و بخشی از آنها در قالب دوبیتی هستند.[4] پهلوی یا پهلویات با وزنی بخصوص و همانند  گورانی[5] ) خوانده می‌شده است وگاهی آن را پهلوی وبرخی اوقات آنرا اورامه، اورامن و اورامنانیان می گفته اند.  و اورامن (اورامنان) وزنی کهن در موسیقی و مشابه  بحر هزج مسدس است که به آن فهلویات می گفته اند.[6] شاید برای دریافت این موضوع  که، اورمنان، همان گونه‌ی فارسی (هورامه نان) کردی است و با واژه‌ی (هه ورامان) یکی است، به تلاش چندانی نیاز نباشد.  هورامه‌نان  – هورامانان = هور + امان (امدند) + آن  – زمان طلوع خورشید.  همچنان که می گویند: ( به یانیان ) بامدادان، ( ئیواران) زمان عصر.

همجنان که می دانیم هنگام بامداد تا نیمروز، یکی از پنج وقتی بوده که زردشت برای نذرو نیایش، قرار داده که آیین ویژه‌ی خویش را داراست و قطعه‌ای از آن– که چند بار تکرار می شود – در ذیلآامده است.

نمو هوره خشه ایته آورود اسپایی![7] یعنی نماز برای هور (خورشید) که تیز تک می درخشد!

بی گمان این نیایش مانند همه‌ی نیایشهای آیین زردشتی همراه موسیقی مخصوصی زمزمه می‌شده و یا به صدای بلند خوانده می‌شده است و گویا مردم آنرا (نویژهر) یا (نیایشی هورامانان) گفته اند. پیداست که پس از گسترش اسلام نذر و نیایش از رونق افتاده اند.  اما نوا (هه وا)  وخنیای آن – که در میان مردم باقی مانده است –  کم کم به نوای ( گورانی ) بدل شده و آنها را فهلویات امانان گفته‌اند. از نظر من (هوره) که هم اینک یکی از نواها و ملودیهای آواز کردی است؛ همان (هورامانان) بخشی از نام خود را پاس داشته ونام آن همچون (الله ویسی) به یکباره تغییر نیافته است.

در گویشهای دیگر زبان کردی نو تا سده‌های 17 و 18 آثار مکتوبی بجای نمانده وهرچه هست، فولکلوراست که علاوه برگذشت روزگار بازگو شدن دهان به دهان  تغییراتی در آن ایجاد کرده است و رنگ اصلی آن زدوده شده و رنگ زبان مشخصی را به خود گرفته است. از مواد اولیه‌ی فولکلور آن چه که تغییر نمی‌کند، جوهر آن است و تاهنگامی که مکتوب شود، شکل آن کاملا دستخوش تغییر خواهد شد و دقیقا به همین علت است که زبان کردی از گویشهای دیگر خود در سده‌های آغازین اسلامی، چیزی به دست نمی‌دهد.

وضع کنونی زبان کردی، نتیجه‌ی برخی عوامل سیاسی اجتماعی و آیینی است و از نظر من آخرین عامل از همه موثرتر بوده است؛ چرا که پس از گسترش اسلام درکردستان، کردها به حدی به آیین جدید علاقه مند شدند، که دانشمندان کرد، تمام توان خود را به فهم و دریافت و آموزش و شکوفایی و توسعه‌ی  آیین اسلام اختصاص داده و دست از همه چیز شسته بودند. پیداست که اینکار به انگیزه یبسیار نیرومندی نیاز دارد؛ که تحلیل و بررسی آن، وظیفه ی دانشمندان علم تاریخ است.

گفتیم که دوبیتی های بابا طاهر، قدیمی‌ترین سند مکتوب کردی به دست آمده به شمار می‌رود.اما به راستی این آثار به چه علت از بین رفته‌اند؟ دراین باره به گفته‌ی دکتر (عبدالحکيم منتصر) اشاره‌ای خواهیم داشت.

دکتر (عبدالحکيم منتصر) در شماره‌ی 200 ماه تموز سال 1975 مجله‌ی العربی، چاپ کویت، در مقاله‌ای که تحت عنوان – (ابن وحشيه و کتابه في الفلاحة و هو اقدم الکتب في العربية) ابن وحشی وکتابش در باره‌ی علم کشاورزی که قدیمی‌ترین کتاب عربی است،  منتشر کرده است– می‌نویسد:

"و اته نقل اکثر کتبه من اللغة النبطة، ولم ينشر من تأليفه في اللغة العربية سوی "شوق المستهام في معرفة رموز الاًقلام" و قد ذکر في آخر کتابه هذا انه ترجم من اللغة الکردية، کتاباً في علل المياه و کيفية استخراجهام و استنباطها من الاًراضي المجهولة الاصل".

"... و گفته هایش را از کتابی به زبان نبطی اقتباس کرده است و چیزی از دانش خود به زبان عربی جز (شوق المستهام فی معرفة رموز الاقلام ) مننشر نکرده است و در آخر کتاب خود از کتابی به زبان کردی سخن می گوید که مطلبی در باره‌ی  مشکل آب و چگونگی استفاده از آبهای  زیر زمینی از آن اخذ کرده است."

استاد "گیوی موکریانی" در فرهنگ مهاباد "صفحات 771 و 772" این بخش را مفصل‌تر تحلیل کرده است و براساس نوشته‌ی او "ابن وحشی" کتاب (شوق المستهام(.... را در سال 241 هجری نوشته است و پیداست که در ماخد این کتاب، سخنی از ترجمه‌ی کتابی کردی می‌رود كه اثر آن به قبل از نوشتن کتاب (شوق المستهام ....) مربوط می‌شود. و کتاب در سالهای آغازین سده‌ی سوم در دست مردم بوده است و باید دست کم چند سالی از تالیف آن سپری شده باشد. و به همین سبب این کتاب -  که آن را "آب نامه" می‌نامیم. " ابن وحشی" آن را به عربی برگردانده است -  دست کم باید در سال های آخر سده‌ی دوم هجری تالیف شده باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:22  توسط یک کرد  | 

کودکان سرمايه اصلی يک ملت هستند. چگونگی آينده يک ملت به شيوه های تربيتی و آموزشی اين سرمايه در جامعه بستگی دارد. بيشتر دانشهای اجتماعی و فرهنگی در جوامع امروزی از راه روشهای گوناگون به کودکان داده می شود. بطور قطع اين آموزشها کم کم برای کودک يک هويت شخصی و فرهنگی و اجتماعی توام با حس تعلق ملی را فراهم می سازد. کودکی که در چنين سيستمي آموزش داده می شود، خود نقش يک پيامبر را برای نسلهای آينده ايفا می کند.

تاًثيرات زبان برای حفظ هويت هر مردمی بر دانشمندان بوضوح روشن است، كه از طرفی برای حفظ هويت ملی، و از‌ طرف دیگر پاسداری از فرهنگ آن مردم نقشی بنيادی دارد. زبان مادری کليد ميراث فرهنگی يک ملت است، که هر يک بدان وسيله خود را می‌شناسد و به ديگری می‌شناساند. هویت زبان مادری اعتماد بنفس شخصی و مردمی را نیز محکمتر می کند. با اين تفاسير تدوين يک سيستم آموزشی برای زبان مادری آرزوی صدان ساله جامعه کرُد بوده است.

يک ملت که دارای قدرت سياسی است، روشهای مشخصه خود را برای آموزش کودکان خود، اين سرمايه اصلی جامعه بکار می برد. کودکان به روشهايی آموزش داده می شوند که سيستم سياسی برای آينده خود به آنان نيازمند است. چگونگی سيستم آموزشی عمومی در دبستان، دبيرستان، دانشگاه و وسايل ارتباط جمعی از نمونه های بارز يک سيستم سياسی برای اهداف آتی اوست. به اين گونه، بخصوص در سيستم های اشغاگر در کردستان، توجه فاهشی به آموزش کودکان در راستای یک سیاست مرکزی داده می شود.

کُردها که در مجموع چيزی نزديک به چهل ميليون هستند داری يک قدرت سياسی و يک سيستم آموزشی مشخص نيستند که سرمايه آتی بنيادی و فرهنگی خود را که کودکان هستند پرورش دهد. بدين معنی کودکان در جامعه کُردها برای پشبرد فرهنگ و زبان و جامعه خود پرورش داده نميشوند. در نتیجه يک جامعه کُردی برنامه ی مشخص اجتماعی مشخصی مانند فارس، تُرک و عرب ـ که دارای يک قدرت سياسی هستند ـ نمی تواند داشته باشد.

جهان امروزين همگام با روشهای تازه زندگی مردم رنگ و بوی تازه ای بخود ميگرد. در پناه هر نوع آوری تازه دانش و تحقيقی شکل گرفته که پروسه انتخاب را اصولی و جا اُفتاده کند. طبیعتا آن گروه از مردم که توان و گيرائی روشهای نوين زندگی را ندارند از بسياری جوانب عقب خواهند ماند. جوامع مردمی برای گرفتاريهای ويژه زندگی امروز خود راه و حلهای نوين همگام با زندگی امروزين می يابند. آيا اگر اين جامعه دارای قدرت سياسی و سيستم آموزشی مشخصی نباشد می تواند با حفظ هويت خود مکانی در دنيای امروز باشد؟

کُردها زمان طولانی از تاريخ خود را صرف جدال با دشمنان خود کرده اند و از جوانب بسياری بدور مانده اند. تا کنون يک چهار چوب بنيادی علمی برای آموزش و مشخصاْ پرورش زبان و فرهنگ کردی در مناطق جنوب کردستان درست نشده است.

اين کتاب آموزش زبان کوششی است برای درست کردن يک بنياد درست علمی و عمومی برای مردم کرد زبان که به گويش کردی جنوبی صحبت می کنند. زبان کُردی بنياد مشخصه هويت هر کُردی است. زبان نوشتاری وسيله اصلی برای ترویج و آموزش صريح تاريخ، زبان، جغرافيا و دانشهای نوين و ديگر جوانب فرهنگی است.

بی ترديد شيوه نوشتاری لاتينی برای بسياری سئوالاتی را در بدو بکار گيری خواهد داشت. پاسخ بسياری از سئوالات را از طرفی در موقعيت کنونی جامعه کُرد و تاريخ نوشتاری آنان و از طرف ديگر در بعدهای تازه مکاتبات بشر امروزين می توان يافت. هر چند تا حدودی از نظر دينی و نزديکی فرهنگ پارسی و عربی، شيوه نوشتاری عربی/آرامی در جلوه ظاهری خود برای مردم جا افتاده تر است، اما زبان کردی بطور عام باشيوه نوشتاری لاتينی، که در واقع با شيوه نوشتاری عربی/آرامی هم ريشه است، بمراتب بهتر و آسانتر نوشته می شود. حتی از نظر دانش آموزش و پرورش کودکان و قوانين بنيادی تکنيک مکاتباتی جمعی امروزين، سودهای بکار گيری شيوه نوشتاری لاتينی برای يک سيستم مشترک نوشتاری زبان کُردی بسياراند. بی شک اين نکات مثبت در انجام کار ما نقشی پر اهميت داشته اند.

تا به امروز غير از شيوه های گوناکون نوشتاری برای گويشهای متفاوت زبان کُردی، يک سيستم مشترک نوشتاری زبان کُردی بکار گرفته نشده است. اين کتاب اولين تجربه در تاريخ سيستم مشترک نوشتاری کُردی (گويش جنوبی) است. اين شيوه نوشتاری مشترک زبان کُردی ميتواند برای هريک از گويشهای زبان کُردی نیز بکار گرفته شود.

اين کتاب بمانند يک تجربه تازه، بهترين نشانه کارائی زبان کُردی برای آموزش و پرورش در مدارس پايه ای و عالی است. کتاب خواندن کُردی "الفبای نوين" تنها قطرهای از دريای بکار گيری زبان نوشتاری است. ما اميدواريم کتاب حاضر ماخذی برای بکار گيری الفبای مشترک نوشتاری و پشبرد زبان کُردی بطور عام باشد.

کتاب خواندن گويش جنوبی زبان کُردی از دانشهای نوين برای آموزش زبان به شيوه درس و تمرين سود گرفته است. دروس اين کتاب از مسائل روزمره زندگی چند خانواده کُرد سخن می گويد و کودکان براحتی آنها را دنبال خواهند کرد. سطح دروس کتاب بتدريج از پايه رو به عالی می رود. حروف جديد برای هر درسی با رنگ قرمز مشخص شده. هر درس جديد تنها از حروف خوانده شده و يک حرف يا دو حروف و جديد تشکيل شده است. برای لغات جديد فرهنگ لغات کوجکی در پايان کتاب آورده شده.

با اميد به اينکه اين کتاب کمکی برای سهولت يادگيری و آموزش زبان نوشتاری کُردی بصورتی علمی باشد. جا دارد که از کليه دوستانی که با دانش خود در کیفیت نوشتن اين کتاب کمکی بوده اند تشکر کنيم.

 

| Kurdí | عربی | English | فارسی | Türkçe | اين پيش گفتار به

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:4  توسط یک کرد  | 

در خط کردی برای کم شدن فاصله ی نوشتار و گفتار تغييراتی در خط فارسی به وجود آمده است که به طور خلاصه بيان می کنم . البته برای ياد گرفتن کامل خط کردی می توانيد به کتاب فرهنگ کردی هه ژار مراجعه کنيد.
۱- فتحه: در خط کردی به صورت (ه) نوشته می شود مانند به همه ن به جای بهمن.
۲- ضمه: در خط کردی به صورت (و) نوشته می شود مانند کورد به جای کرد
۳-او در خط کردی به صورت (وو) نوشته می شود.
۴- تشديد : کلمات مشدد به صورت تکرار حرف نوشته می شوند مانند مه ککه به جای مکه
۵- الف در خط کردی در وسط کلمه به صورت ا نوشته می شود ودر آغاز کلمه به صورت ئ نوشته می شود مانند ئه حمه د به جای احمد و بار به جای بار
۶- در خط کردی حروفی چون ث س ص به صورت س نوشته می شوند مانند سه د به جای صد
۷- در خط کردی حروفی چون ز ذ ض ظ به صورت ز نوشته می شوند مانند زوهر به جای ظهر
۸- در خط کردی حروفی چون ت ط به صورت ت نوشته می شوند مانند ته ناب به جاي طناب

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 10:53  توسط یک کرد  | 

در اين جا به معرفی بزرگان کرد که معروفيت دارند می پردازيم.

۱- ديائه کوو: پاشايی گه وره ی کورد ی ئيران و سه ر پاشای ميديايی.

۱- دياکو: شاد کورد ايران و سرسلسله ی حکومت ماد.

۲- زه ردووشتی په يه مبه ر: حه زره تی زه ردووشت( دروودی له سه ر بی) ته نيا   پيه مبه ری  کورد  له  کاتی که ديار نابی  له  شاری شيز يا گه نجه ک  له  دايک  بووه. زه ردووشت يا زه ر تووشتره کوری  پوورووشه سپه. په رتووکی  گه وره ی زه ردووشت  ئه ويستا  بی  که به زمانی  کونه ی  کوردی  نووسيه.  ئه م  په رتووکه  يه کيک  له  کيتابه کانی   ئه سمانيه. به داخه وه  ئيستاکه  که سی  په ره ی  ئايينی  زه ردووشتی  نه ستينی و ئه م  ئايينی  گه وره  به راو  له بين  چوون  ری  به ری.

۲- زرتشت پيامبر: حضرت زرتشت ( درود بر او باد ) تنها پيامبر کرد است  که  در زمانی  نا مشخص در شهر گنجه يا شيز به دنيا امده است. زرتشت يا زرتشتره پسر پورشسب می باشد. کتاب بزرگ  ايشان اوستا می باشد که به زبان کوردی  قديمی نوشته شده است. اين کتاب بزرگ يکی از کتاب های آسمانی است. متاسفانه  امروز ديگر کسی به دين زرتشت نمی گرود و اين دين بزرگ به سوی نابودی کشيده می شود.

۳- باربود: موسيقازانی زور گه وره ی کورد له زه مان  ساسانی دا.

۳- باربد: موسيقی دان بزرگ کرد زمان ساسانی.

۴- مانی: نه قاشيکه ر   و  ره نگه  پيامبه ری  کورد.

۴- مانی : نقاش و احتمالا پيامبر کورد.

۵- په رين: ئافره تی زانای کوردی ئيرانی. کچی  گوبادشا.

۵- پرين: زن دانشمند کورد ايرانی و دختر قباد شاه ساسانی.

۶- ئازاد: يه که م  ئافره تی  کوردی  ئيرانی  که  له  سالی  ۱۱  کوچی  مانگی دا  موسولمان بی.

۶- آزاد: اولين زن کورد ايرانی که در سال ۱۱ هجری مسلمان شد.

۷- پووران خاتوون : ئافره تی زانا و ئه ستيره ناسی كۆرد له ساڵی ۱۹۲ی كۆچی مانگی دا له  دايك بووه.

۷- پوران خاتون : زن دانشمند و ستاره شناس کرد که در سال ۱۹۲ هجری قمری به دنيا آمده است.

۸- پووراندۆخت: شێڕژنێ كورد و پاشاێ ساسانی

۸- پوراندوخت: شيرزن کورد و پادشاه ساسانی

۹- بۆزۆرگمێهر: وه زيری گه وره ی كوردی ساسانی.

۹- بزرگمهر : وزير بزرگ کرد ساسانی.

۱۰- داره مرواری : ئافره تی به ناوبانگی كورد.

۱۰- دار مرواريد: زن مشهور کرد.

۱۱- سه ڵا‌حه دينێ ئه يووبی: مه زنی به ناوبانگی كورد كه شاری ئورشه ڵيم بۆ مۆسۆڵمانه كان ئازاد كراوه.

۱۱- صلاح الدين ايوبی سردار مشهور کرد که توانست شهر اورشليم را برای مسلمانان آزاد کند.

۱۲- نادێر شاێ هه وشار: پاشاێ كوردێ ئێران و سه رپاشای ئه فشار( هه وشار)

۱۲- نادر شاه افشار: پادشاه کورد ايران و سرسلسله ی افشار يا هه وشار

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 10:45  توسط یک کرد  | 

 

کردان یزیدی احتمالاً در عهد سلطنت سزار گرجی سوم (نیمه دوم سده دوازدهم میلادی) که یکی از قبایل کرد، میانرودان را ترک کردند و در ارمنستان ساکن شدند، به گرجستان رفتند
سپس شماری از آنها به خدمت سزار گرجی درآمدند. محقق است که دو کرد یزیدی، آیین مسیحیت و نامهای تازه ای برگرفتند و از آن پس بعنوان رهبران نظامی و محافظان شخصی ملکه تامارا (اواخر سده 12 و اویل سده 13) شهرت زیدی بهم زدند
هنگامیکه امپراتوری بیزانس فروریخت، ترکیه بارها کوشید که نفوذش را بر همسایگان بگستراند. از سده پانزده میلادی، به مدت سیصد سال، ایران عثمانی برای استیلا بر قفقاز و میانرودان به جنگهایی دست زدند. کردها نخستین کسانی بودند که دست به گریبان این مخاصمه ها بودند
بر پایه اسناد تاریخی، در دهه 1760 کردها از سزار گرجستان، ایراکلی دوم تقاضای یاری کردند. در آوریل 1770 سزار گرجی طی نامه ای به رهبر کردها _چوبان آقا_ با قول پشتیبانی همه جانبه آنها را به نبرد با دشمن مشترک _ترکیه_ فراخواند
سزار گرجی نه تنها حواهان آن بود که در جدال با ترکیه جانب کرده را بگیرد، بلکه می خواست آنها را از خاور میانه به گرجستان منتقل کند. اطلاعاتی هست که چهار هزار خانواده کرد در "کاختی" (شرق گرجستان) ساکن شدند
هنگامی که روسیه پیمان صلح ترکمانچای را در دهه 1828 با ایران امضا کرد، کردها مجال یافتند تا بعنوان رعیت، به گرجستان روند. در نیمه پایانی سده نوزدهم، آنها آغاز به ورود پرشمار کردند. موج گسترده دیگر مهاجران یزیدی حتی بعدها در1915_1917 بود
آنها برای نجات جان خود، ترکیه را ترک گفتند. اطلاعاتی هست که نه تنها ترکها، که حتی کردان مسلمان هم ضد یزیدی ها بودند. مورخان یزیدی بر این باورند که در یک روز پنجاه و شش هزار تن از هم کیشان شان بدست کردان مسلمان در رودخانه آراکس کشته شدند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 10:35  توسط یک کرد  |