|
تاریخی .سیاسی. اجتماعی.
|
کردستان دارای کوههای مرتفع و زیبا و ابشارها و مراتع و رودخانه هایی با چشم اندازهای جذاب و جنگلهای انبوه با میوه های طبیعی که سرشار از گیاهان دارویی و غذایی و حتی ناشناخته می باشد و گیاهان موجود در ان را شاید نتوان در هیچ جای این کره خاکی یافت و جود دارد اما به دلیل نا اگاهی و بی توجهی مسئولان تنها مقادیر اندکی از انها برای مردم شناخته شده هستند که ان هم با استفاده و تجربه پیشینیان بدست امده اند.
کردستان کنونی که بخش اصلی سرزمین باستانی ماد است از دیرباز مسکن اقوام و تیره های ایرانی تبار کرد بوده است این سرزمین با توجه به شرایط خاص کوهستانی و داشتن اب و هوای معتدل محل مناسبی برای رشد و نمو انواع و اقسام گیاهان و روئید نیهای طبیعی بوده و مردم این دیار به مرور زمان با خواص بسیاری از نباتات و رستنی های ان سرزمسن اشنایی پیدا کردهاند که ضمن استفاده خوراکی برای خود دامهایشان در رفع و چاره گری دردها و امراض نیز از انها سود برده اند که سابقه استفاده از ان را به سده" ششم قبل از میلاد بر می گردد زیرا زرتشت پیامبر و طبیب ایرانی در حدود سال 600 ق م در این سرزمین زیسته و بنا به قول مستشرقین از خاندانهای ماد بوده است.
خانم (هینی هانس)از حکیم کردی که مرد روستایی مار گزیده را از مرگ می رهاند( اولیا چلبی) سیاح ترک که به سال 1065 ه در سرزمین های تحت لوای امپراتوری عثمانی گشته و از مناطق کردنشین ان سامان دیدن کرده در سفرنامه اش از حکیمان و جراحان و شکسته بندان ماهر کرد نام برده که هر کدام شهره عصر خویش بوده اند در این رهگذر در امارت نشین بدلیس از حکیم ملا مسیی حکیم ملا قره سجا و ساریلی زاده یاد می کنند و می گوید چون اینجا کردستان است و پر از اشوب و جنگ به حکیمان ماهر نیز نیاز دارد.
و سپس از جراعان زبده ای چون استاد حیدر فرزند شباره صوفی قلی و شریف علی نام می برد که در جراحی و شکسته بندی مهارت داشته اند و هنوز هم که هنوز است در روستاها شکسته بندهای ماهر یافت می شود.
اولیا چلبی از حکام امارت بدلیس (عبدالله خان) به عنوان پزشکی ماهر یاد می کند و می نویسد در فلسفه و علوم جسمانی و علوم دینوی و کیمیا و سیما مهارت فراوانی داشته و در ردیف جالینوس . بقراط . سقراط و فیلوس بوده است وی در مورد حکیم عبدال خان اضافه می کند که وی نبض شناس و داروساز بی مانندی است به طوری که پیرمرد 80 ساله ای از کار افتاده و یا معتاد را که به وی مراجعت می کند شفا می دهد و نفس مسیحا دارد و در جراحی و شکسته بندی همتا ندارد و دامپزشک مهمی نیز بوده اولیا خان سپس در مورد نحوه جراحی چشم که خود شاهد ان بود به درازا بحث می کند و از مهارت عبدال خان در چشم پزشکی و جراحی چشم تمجید می کند و هنگامی که اولیا چلبی شاهد فروپاشی امارت بدلیس بود از کتابهای نفیس عبدال خان یاد می کند و مقدار انها را بار 7 شتر می خواند و می نویسد در میانشان چند نقشه" رنگی وجود داشت که تماشا گر را به حیرت می انداخت زیرا بر ان نقش و شکل انواع و اقسام گیاهان دارویی و پزشکی و اعضای تن ادمی کشیده شده بود.
مینورسکی نیز در کتاب (کردها) به حکیمان و پزشکان ماهر کرد اشاراتی دارد و نحوه کار انها را می ستاید اما در بین کردها تنها مردان به پزشکی سنتی اشتغال نداشته اند بلکه زنان نیز دوشا دوش مردان در این عمل انسانی و اسلامی سهیم بوده اند.
دکتر ماوکز فرانسوی) در سال 1948 م در کردستان ترکیه حکیمی را دیده که به جای پنی سیلین از یک نوع گیاه گندیده استفاده می کرد .در منظومه سواره به هنگامی که قهرمان مرد منظومه در نبرد با عثمانی زخمی میشود و پزشکان از علاج او عاجز می شوند نامزدش خطاب به حکیمان می گویید که به وی دست نزنید تا خودم از هل.دارچین.قزنقل. و زنگ گوشواره و عرق گرم مرهمی برایش درست کنم.
کامپانیل) گفته است که کردها برای مداوا از انواع و اقسام گیاهان استفاده می کنند .کورله(kuzele) گیاهی است که عرقان برای پیش گیری از سکته قلبی مورد استفاده کردها است و انان از برگ گل الاله قرمز برای تسکین درد معده و از بین بردن درد صفرا و از گل نیلوفر برای پایین اوردن تب و از رازیانه برای امراض قلبی و ریحان برای زخم معده استفاده می کردند.
دو جهانگرد به اسامی (گوستguest)و(الیزریalizzri) در سال 1956 در بازار شهرک دیان در کردستان عراق شربتی را به نام(خاله ره شت) دیده اند که برای شکم درد و ناراحتی داخلی به کار رفته و از برگ قیطران یا پرسیاوشان شده و نیز از شربت گیاه برزا یاد کرده اند که در بیماریهای کلیوی استفاده می شده است.
(پروفسور اسکارمان)از زهر مار برای شفای جذام در کردستان یاد می کند و در داستان فولکلوری برایموک می نگارد:موقعی که میرشیخ به مرض جذام گرفتار شده بود و اطرافیان از علاج وی عاجز شده بودند ابراهیم وی را با خود به صحرا برد و برای رفع گرسنگی اش می خواهد کاسه ای شیر به وی بدهد اما ماری از ان شیر می نوشد و مقداری زهر داخل ان می شود ابراهیم که شاهد ماجرا بود با خود می اندیشد که بهتر است از شر میر شیخ راحت شود و همان شیر زهردار را به وی می دهد و میر شیخ با نوشیدن جام شیر زهر دار خوب می شود .
امروزه نیز این طبیبان سنتی با گسترش و پیشرفت شبکه درمانی همچنان فعالیت می کنند و در مناطق کردنشین ایران نیز حکیمان سبدلو جراعات و زخمها را با گیاهان و مواد طبیعی التیام می بخشند و سپس با گردی مخصوص سبز رنگ که از برگ گیاهان تهیه می شوند زخم ها را مداوا و پانسمان می کنند در منطقه مهاباد نیز خانواده های مولوی .ملا مولود تا همین چند سال قبل به طبابت سنتی اشتغال داشتند و در مداوای چشم با مایعی بنفش رنگ تراخم و امراض چشم را شفا می دهند و صوفی مصطفی پسوه ای در مهاباد دکانی داشت که خود داروها را از کوههای اطراف مهاباد جمع می کرد اما متاسفانه وی نیز با ان همه اطلاعات فوت کرد در سردشت نیز خانواده کاکه ناصر نصیری با داشتن اطلاعات زیاد و داشتن مغازه ای مملو از گیاهان دارویی هنوزهم به طبابت و خدمت به مردم می پردازند.
*روله لای لایه کورپه م لای لایه فرزندم لا لا دلبندم لا لا
rolla lay laya .korpam lay laya
*ترانم بوچی ده نگت ده ر نایه نمی دانم چرا صدایت در نمی اید
rizanim baci dangit darnaya
*ئاسیمه و و هوو وه هیشتم ئه ستی راستی و داد بهترین است
asema wahu wa histim
*ئوو شتا ئه ستی یه ئوو شتانه همایی پاکی خوشبختی است
ousta astya ousta ahmayi
*هی یه ت ئه شا یی وه هشتیای ئه شیم خوشبختی برای کسی است که راستی و داد را برای راستی و داد انجام دهد
hiyat asayi wahistay asem
*یه تا ئا هووه تی ری یوئه تها همان گونه که خداوند راستی و دادگری است
yata ahowa tiriyo atha
*ره تووش نه شاته چیست هه چایه تا راهبر دنیایی نیز باید بر پایه راستی و دادگستری برگزیده شود
ratus asata cithaca yata
*وه نگه هو ئه شا ده زدا ئامه نه نگ این دو با کردارها و اندیشه" نیک برگزیده می شوند
wangoha asa daxda amanag
*شیوس نه نامه ئه نگ هوا شه مه زدا تا همه کردارها از روی نیکی و راستی و خرد انجام داده شوند
siyus nanama any hawasa mazda
*هی یه ت ئه شایی وه هیشتیای ئه شیم همان گونه که خداوند راستی و دادگری است
hiyat asayi wahistay asem
*خشته ری میچا ئاهورایی ئا و راستی ودادگری در همه جا خود را بنمایاند و نیک کرداری یا نیروی اهورایی پرورش یابند
xistare meca aharayia
*ییم در گویی پوده ده ت را ستاریم و به یاری ناتوانان و ناداران بشتابند
yim dirgo piyo dadat rastarem
*روله لای لایه کورپه لای لایه فرزندم لای لا دلبندم لا لای
rolla lay laya korpam lay laya
*گوی بگره له من ده نگی ئه زدایه گوش به من بسپار صدای خداوند است
gwe bigra lamin dangi azdaya
*هی یه ت ئه شایی وه هیستای ئه سیم..... همان گونه که خداوند راستی و دادگری است....
hiyat asayi wa histay asem,
ای لالایی از نمازهای معروف مهریان و زرتستیان است که از زمانهای بسیار دور به یادگار مانده است