|
تاریخی .سیاسی. اجتماعی.
|
| مرا زین گفتگوی عشق بنیاد | که دارد نسبت از شیرین و فرهاد | |
| غرض عشق است و شرح نسبت عشق | بیان رنج عشق و محنت عشق | |
| دروغی میسرایم راست مانند | به نسبت میدهم با عشق پیوند | |
| که هر نوگل که عشقم مینهد پیش | نوایی میزنم بر عادت خویش | |
| به آهنگی که مطرب میکند ساز | به آن آهنگ میآیم به آواز | |
| منم فرهاد و شیرین آن شکرخند | کز آن چون کوهکن جان بایدم کند | |
| چه فرهاد و چه شیرین این بهانهست | سخن اینست و دیگرها فسانهست | |
| بیا ای کوهکن با تیشهی تیز | که دارد کار شیرین شکر ریز | |
| چو شیرینی ترا شد کارفرمای | بیا خوش پای کوبان پیش نه پای | |
| برو پرویز گو از کوی شیرین | اگر نبود حریف خوی شیرین | |
| که آمد تیشه بر کف سخت جانی | که بگذارد به عالم داستانی | |
| کنون بشنو در این دیباچهی راز | که شیرین میرود چون بر سر ناز | |
| تقاضای جمال اینست و خوبی | که شوقی باشد اندر پای کوبی | |
| چو خواهد غمزه بر جانی زند نیش | کسی باید که جانی آورد پیش | |
| و گر گاهی برون تازد نگاهی | تواند تاختن بر قلبگاهی | |
| به عشقی گر نباشد حسن مشغول | بماند کاروان ناز معزول |
| چو خسرو جست از شیرین جدایی | معطل ماند شغل دلربایی | |
| به غایت خاطر شیرین غمین ماند | از آن بی رونقی اندوهگین ماند | |
| ز بی یاری دلی بودش چنان تنگ | که بودی با در ودیوار در جنگ | |
| دلش در تنگنای سینه خسته | به لب جان در خبر گیری نشسته |
مَم و زین نام یکی از داستانهای منظوم عاشقانه به زبان کردی کرمانجی سروده احمد خانی (۱۶۵۱ -۱۷۰۷) است که درسدهی ۱۷ نوشته شده است. مم و زین را بهترین قطعه ادبی به زبان کردی کرمانجی دانستهاند. مم و زین داستان مهر پرشور دو دلدار به نامهای محمد (مم) و زینب (زین) است که این دو در پایان داستان در ناکامی جان میسپارند. صحنه این داستان در سرزمین جزیره در شمال میانرودان (شمال عراق و جنوب ترکیه) در قلمرو امیر سرزمین بوتان است.
در سال ۱۹۹۲ فیلمی درباره مم و زین و به همین نام از سوی امید ایلچی در ترکیه ساخته شد. مم و زین را عبدالرحمن شرفکندی از کردی کرمانجی به کردی سورانی ترجمه کرده است.